{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی دوباره

زندگی دوباره....
پارت بیستم
________________
_من هه سو رو دارم ، تهیونگ هم فردی کار میکنه برو به جک بگو همکارت بشه...
_ولی...ما قبلا باهم همکار بودیم جونگکوک!...
_مهم نیست...مهم الانه که من با هه سو راحت ترم و اون همکارمه پس نمیتونم و نمیخوامم عوضش کنم.
ات با "ببخشید"آرومی از دفتر بیرون رفت که هه سو لب زد:
_فکر نمیکنی باهاش بد رفتار میکنی؟
وقتی جوابی به جز نگاه خیره جونگکوک به خودش رو نگرفت آروم حرفش و ادامه داد:
_اگر واقعا دوسش داری....یه عاشق واقعی از تمام بدی ها معشوقش میگذره...
_بهم زخم زد...به خاطر مشکل خودش مشکل من و در نظر نگرفت و رفت بازم بگذرم؟!
_مگه دوسش نداری؟...پس چطور ازش کینه به دل داری!؟
__این دو تا هیچ ربطی به هم ندارن...من دوسش داشتم و اون منو تو بدترین شرایط زندگیم که بهش نیاز داشتم ول کرد اونم دقیقا زمانی که فکر میکردم تنها کسیه که منو از باتلاقی که توش هستم در میاره_...
_پس داری انتقام میگیری...جبران روزایی که اون تو رو ول کرد...
_من فقط دارم خودمو نجات میدم...هه سو من واقعا دوسش دارم ...وقتی میبینم کنارمه و غرور لعنتیم اجازه نمیده بعد چند ماه برم بغلش کنم و وجودش و بو بکنم به خودم هزار بار لعنت میفرستم...
_یه سوال بپرسم؟!...فکر کردی با این کار فقط اونو اذیت میکنی؟...دارم آب شدن تک تک وجودتو میبینم...سعی میکنی ازش نگاه بدزدی ولی من که میفهمم از دیوار شیشه ایی پشتم داشتی نگاهش میکردی....تهیونگ بهت گفته بهش اهمیت ندی تا اون بیاد سمتت؟!...اون همین الانم با انتخاب اومدن به اینجا اولین قدم رو برداشته چون خوب میدونیم اگر میخواست میتونست سازمانش و عوض کنه...
جونگکوک مکثی کرد و آروم لب زد:
_تو از کجا میدونی تهیونگ گفته یا اصلا تهیونگ همچین چیزی گفته؟
هه سو نگاهی به جونگکوک و بعد در و دیوار کرد...
_ هه سو؟...خبری شده؟!
_مسیح... منو میکشه اگر بفهمه گفتم ولی....بالاخره باید پسری که دو ساله باهاش تو رابطه ام و بشناسم یا نه...
جونگکوک دستشو جلو دهنش گذاشت و متعجب لب زد:
_واقعاا؟...بگو پس چرا من هر سری درمورد تو بد میگفتم و فحش میدادم میخواست منو قورت بده...
_تو به من فحش میدادی ؟!
_بهم می‌میاید هاا...
_بحث و عوض نکنن جئون جونگکوک ...من و فحش میدادی؟
_غلط کردم!
جونگکوک آروم آروم عقب میرفت تا اینکه به در رسید و سریع بیرون رفت و هه سو دنبالش دوید ...
_وایستا ببینممم ...
_گفتم که غلط کردمم...
با سر و صدای هه سو و جونگکوک ...تهیونگ.ات.رئیس چو اومدن بیرون که رئیس چو محکم لب زد:
_شما دو تا من و دیوونه کردید چخبرهه!!
_رئیس دخالت نکن وگرنه...
هنوز حرفش تمام نشده بود که تهیونگ سریع لب زد:
_ هه سو!...هیشش...
هه سو آخر هم به جونگکوک رسید و محکم از پشت جونگکوک و گرفت ....صدای خنده همه شون به جز ات بلند شده بود و فقط داشت به جونگکوک نگاه میکرد‌‌...آروم از کنار رد شد و بیرون سازمان رفت
هه سو که رفتن ات و متوجه شده بود آروم دستشو روی شونش گذاشت و لب زد:
_برو باهاش حرف بزن...
_من نمیرم...من جلو نمیرم...
_جونگکوک این بهترین موقعیته....برو دیگه..
جونگکوک "پوفی" کشید و رفت ....
آروم دستش و توی جیبش و گذاشت و پاکت سیگار و بیرون کشید یه نخ برداشت و با زیپو نقره ایی رنگش روشنش کرد ...دو قدم عقب تر از ات وایستاده بود و سیگار می‌کشید... با صدا ات چشم از برداشت و به پشت ات نگاه میکرد..
_نمیدونستم سیگار میکشی!
_از بعد همون روز تو پارک میکشیدم اون موقع برا آروم شدن و الان...عادت و آرامش...
_اون دختره هه سو...
_هه سو...دختر خوبیه اوایل ازش دور میشدم و بی دلیل متنفر بودم و عصبانیتم و سرش خالی میکردم ولی الان....دوسش دارم.
_درست مثل من!؟
_دقیقا برعکس...اون منو ول نکرد بلکه با اینکه همیشه اذیتش میکردم و تحقیرش میکردم دلیل حالمو و میدونست و کوتاه میامد...
پک عمیقی از سیگارش گرفت
_من برگشتم چون دوست دارم...
_تو ولم کردی چون دوست داشتم...یادت رفته؟!...میگفتی حاظر نیستی تو خونه ایی بخوابی که بوی یوری رو میده...
_من دوست دارم...
_منم داشتم.
_الان نداری؟!
_الان خودمو گم کردم... زندگیم فقط دور یه چیزای تکراری میچرخه ...
ات تو چشمای جونگکوک نگاه کرد و لب زد:
_دلتنگتم...دلتنگ جونگکوک قبلی...اون کجاست؟!
جونگکوک نگاهی بهش کرد
_سری بعدی که رفتی جلو آینه از خودت بپرس...چون منم دنبالشم..
نظر یادت نره رفیق!
#BTS#ARMY#FAKE#BANGTAN#army#bts#bangtan#fake
دیدگاه ها (۱۱)

زندگی دوباره...پارت بیست و یک_______________________دلتنگتم....

زندگی دوباره...پارت بیست و دوم__________________از دفترش خار...

راهی برای نجات....پارت چهاردهم____________تو اتاق کنار هم نش...

زندگی دوباره...پارت نوزدهم______________________________با ص...

زندگی دوباره...پارت هجدهم______________ویو ات_۱۸:۳۲ غروب- سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط