چند پارتی
چند پارتی
مربی جذابم
Part:8.
(ویو صبح)
بیدار شدم رفتم سرویس کارای لازمو انجام دادم و اومدن بیرون امادا شدم آرایش ملایم کردن عطرمو زدم و رفتم پایین
ا.ت:من رفتمم
م ا.ت:هی وایسا
از خونه زدم بیرون
م ا.ت:این دختر چه مرگشه
تاکسی گرفتمو سوار شدم بعد چند مین رسیدم کرایرو دادمو پیاده شدم رفتم داخل اسانسرو زدم که جیهوپ اومد
ا.ت:سلام
جیهوپ:سلام
سوار آسانسور شدیم و طبقه دوم رو زدیم وایی استرس دارم باید تویه موقعیت مناسب جوابشو بدم اسانسور وایساد پیاده شدیم و رفتیم اتاق دنس
ا.ت:الان میام
جیهوپ:باشه
وسایلمو گذاشتم و رفتم پیشش
ا.ت:شروع کنیم
جیهوپ:همم باشه
شروع کردیم داشتیم تمرین میکردیم و یکی دو ساعت گذشته بود رفتیم آب بخوریم بعد خوردن آب در بطری دو بستم و برگشتم که خوردم به جیهوپ و باهم افتادیم و یه جورایی روش بودم خودمم هنگ کردم
ا.ت:ب ببخشید
خواستم بلند شم که از کمرم گرفت و نگهم داشت
جیهوپ:فکر کردی؟
ا.ت:ها خب اره
جیهوپ:و جوابت
ا.ت:منم
جیهوپ:توام چی ؟
ا.ت:منم دوست دارم و قبوله
جیهوپ لبخند زدو
جیهوپ:چی قبوله
ا.ت:قبوله دوست دخترت میشم
بعد این حرفم بوسیدم تعجب کردم همچنان میبوسیدم که منم چشمامو بستم همکاری کردم که بعد چند مین جدا شدیم و میتونم بگم از خجالت سرخ شده بودم
جیهوپ:*خنده
ا.ت:به چی میخندی
جیهوپ:عین لبو شدی *خنده
ا.ت:یااا
بلند شدم داشتم میرفتم که اونم اومد و دستمو گرفت کشید سمت خودش
جیهوپ:مرسی
ا.ت:چی
جیهوپ:مرسی
ا.ت:برای چی
جیهوپ:برای اینکه قبول کردی دوست دخترم شی
ا.ت:*لبخند خجالتی
کمکم نزدیکم شد و لبشون گذاشت رو لبم که همون لحظه یکی اومد داخل
کوک:هیونگ؟
برگشتیم ترفش که
کوک:اوه بد موقع اومدم ببخشید
رفت
ا.ت:الان چیکار کنیم
جیهوپ:به کارمون ادامه بدیم
ا.ت:هان
دوباره بوسیدم و محکم مک میزد منم همکاری میکردم که بالاخره نفس کن آوردیم جدا شدیم
ادامه دارد....
لایک و کامنت یادتون نره فرشته هام😘😉
مربی جذابم
Part:8.
(ویو صبح)
بیدار شدم رفتم سرویس کارای لازمو انجام دادم و اومدن بیرون امادا شدم آرایش ملایم کردن عطرمو زدم و رفتم پایین
ا.ت:من رفتمم
م ا.ت:هی وایسا
از خونه زدم بیرون
م ا.ت:این دختر چه مرگشه
تاکسی گرفتمو سوار شدم بعد چند مین رسیدم کرایرو دادمو پیاده شدم رفتم داخل اسانسرو زدم که جیهوپ اومد
ا.ت:سلام
جیهوپ:سلام
سوار آسانسور شدیم و طبقه دوم رو زدیم وایی استرس دارم باید تویه موقعیت مناسب جوابشو بدم اسانسور وایساد پیاده شدیم و رفتیم اتاق دنس
ا.ت:الان میام
جیهوپ:باشه
وسایلمو گذاشتم و رفتم پیشش
ا.ت:شروع کنیم
جیهوپ:همم باشه
شروع کردیم داشتیم تمرین میکردیم و یکی دو ساعت گذشته بود رفتیم آب بخوریم بعد خوردن آب در بطری دو بستم و برگشتم که خوردم به جیهوپ و باهم افتادیم و یه جورایی روش بودم خودمم هنگ کردم
ا.ت:ب ببخشید
خواستم بلند شم که از کمرم گرفت و نگهم داشت
جیهوپ:فکر کردی؟
ا.ت:ها خب اره
جیهوپ:و جوابت
ا.ت:منم
جیهوپ:توام چی ؟
ا.ت:منم دوست دارم و قبوله
جیهوپ لبخند زدو
جیهوپ:چی قبوله
ا.ت:قبوله دوست دخترت میشم
بعد این حرفم بوسیدم تعجب کردم همچنان میبوسیدم که منم چشمامو بستم همکاری کردم که بعد چند مین جدا شدیم و میتونم بگم از خجالت سرخ شده بودم
جیهوپ:*خنده
ا.ت:به چی میخندی
جیهوپ:عین لبو شدی *خنده
ا.ت:یااا
بلند شدم داشتم میرفتم که اونم اومد و دستمو گرفت کشید سمت خودش
جیهوپ:مرسی
ا.ت:چی
جیهوپ:مرسی
ا.ت:برای چی
جیهوپ:برای اینکه قبول کردی دوست دخترم شی
ا.ت:*لبخند خجالتی
کمکم نزدیکم شد و لبشون گذاشت رو لبم که همون لحظه یکی اومد داخل
کوک:هیونگ؟
برگشتیم ترفش که
کوک:اوه بد موقع اومدم ببخشید
رفت
ا.ت:الان چیکار کنیم
جیهوپ:به کارمون ادامه بدیم
ا.ت:هان
دوباره بوسیدم و محکم مک میزد منم همکاری میکردم که بالاخره نفس کن آوردیم جدا شدیم
ادامه دارد....
لایک و کامنت یادتون نره فرشته هام😘😉
- ۳۱۳
- ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط