{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق ممنوعه

~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~~
*part 16*.
~~~~~~~~~~~~~
(ویو کوک)
رفتم سمت در و در زدم
تق تق تق
جوابی نشنیدم - در رو باز کردم و با جثه کوچولوی پرنسسم برخوردم - رفتم سمت میز کنارش و گل رو گذاشتم توی گلدون - بعد رفتم پیشش نشستم و لب زدم
کوک : پرنسسم ببخشید بابت همه چیز ...ولی ولی من دوستت دارم....
( ویو ا/ت )
ساعت حدود پنج و نیم بود که بیدار شدم - همینجوری با خودم حرف میزدم و مشغول کتاب خوندن بودم - ساعت شیش شد و صدای زنگ در به صدا اومد که مطمئن بودم جونگ کوکه
من..من واقعا عاشق شدم! ولی اون چی؟
با صدای باز شدن در خودمو زدم به خواب
خودم رو به خواب زدم که زدم که اومد داخل اتاق و فهمیدم رفته سمت گلدونم و بعد اومد روی صندلی روبه روم نشست و لب زد
کوک : پرنسسم ببخشید بابت همه چی - من واقعا متاسفم - ولی ولی من دوستت دارم...
نزاشتم ادامه حرفشو بزنه که
از سرش گرفتم و محکم لبام رو کبوندم روی لباش - اولش همکاری نکرد ولی بعد چند مین همکاری کرد - بعد از ۱۰ مین ازش دل کندم و جدا شدیم و لب زدم
ا/ت : کوک دوستت دارم ، درواقع عاشقتم ( نفس زنان و تند )
( ویو کوک )
چی !
اون منو بوسید‌‌... توی دلم یه ذوقی بود - نمیدونم از کجا اومد که ا/ت لب زد و گفت

ا/ت: کوک دوستت دارم درواقع عاشقتم ( نفس زنان و تند )
بعد از این حرفش ذوق کل چشام رو گرفت و لی زدم
کوک : منم ا/ت
من فراتر از همه چی دوستت دارم - عاشقتم پرنسسم
ا/ت : هوم... کی میریم خونه کوک ؟
کوک : الان بزار برم پایین و کارای مرخصیت رو انجام بدم
ا/ت : باش - منتظرم
بوسه ای روی پیشونی ا/ت گذاشتم و رفتم بیرون - رفتم پایین کارای مرخصیش رو انجام دادم و بعدش رفتم دنبال ا/ت
بعد از چند مین رسیدم - در اتاقش رو زدم و رفتم داخل
دیدم آماده شده و لباساش رو پوشیده - رفتم سمتش و گفتم


کوک : بریم ( ذوق *)
نمیدونم چرا میبینمش ذوق میکنم - عجیبه
ا/ت : بریم
باهم رفتیم پایین و سوار ماشین شدی - به سمت خونه حرکت کردیم
توی راه سکوت حکم فرمایی بینمون بود - سکوت رو شکستم و لب زدم و گفتم
کوک : ا/ت
ا/ت : بله !
کوک : میگم چیزه عااا‌...پس فردا به طور رسمی برای من میشی
میخوای فردا بریم خرید ؟
دیدگاه ها (۰)

همو شات کنیم؟شات کردی بگو شاتت کنم✨

پارت ۱۷🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤 ویو جونگ کوک غذا سفارش دادم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط