{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#تمام_ناتمام_منM

#تمام_ناتمام_منM
چنان چشمانش
به چشمان من شباهت داشت
که ما در آینه
یکدیگر را گم می‌کردیم

#احمدرضا_احمدی
دیدگاه ها (۲)

#تمام_ناتمام_منM از قشنگ ترین متنایی که خوندم نامه‌ی علی شری...

#تمام_ناتمام_منM ماجرایِ من و تو، باورِ باورها نیستماجراییس...

#تمام_ناتمام_منM اسمش سعید بود. تو مدرسه بهش می گفتن سعیده.‌...

#تمام_ناتمام_منM گفتم ببخشین میشه تماشات کنم؟ گفت دیوونه‌ای؟...

-ما گم می شیم!+خوبه!-شاید همین الان هم گم شده باشیمولی به چی...

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویشدیدم که در آن آینه هم جز تو...

فصل دوم بخش چهارم درد از زبان آنتونی part33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط