{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی علامه امینی صاحب کتاب ارزشمند الغدیر، باجمعی نشسته ب

روزی علامه امینی صاحب کتاب ارزشمند الغدیر، باجمعی نشسته بودند که یکی از روحانیون اهل سنت در اصطلاح (بکری) یا (عمری)، اجازه ورود خواستند تا سوالی مطرح کنند.پس از اینکه به حضور آمدند عرض کردند: جناب شیخ ما معتقدیم علی (ع) خلیفه چهارم راشدین است و شما معتقدید اولی آنها مگر نه اینکه علی ( ع) مسلمان و پیرو رسول خدا بوده است پس اصرار شما به ارجحیت او نسبت به سه خلیفه قبلی چیست؟
علامه جواب داد: مگر علی هم مسلمان بود؟!! همه سکوت کردند، عالم سنی گفت یعنی چه؟ خب معلوم است که مسلمان بود،علامه گفت: نه من فکر میکنم که علی اصلا مسلمان نبود!! مجددا عالم سنی گفت: چه میگویی شیخ؟ منظورت چیست؟
علامه گفت: مگر نه اینکه در قران آمده است (و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا)،،اگر درب خانه مسلمانی را زدید و باز نکرد برگردید،، ولی تا انجا که من میدانم عمر با لگد درب خانه را شکست و پهلوی دختر رسول خدا را که پشت در بود شکست!! آیا به نظر شما علی و فاطمه و اهل بیت خانه رسول خدا مسلمان بودند؟؟؟!
در این هنگام عالم سنی سر به زیر افکند و بی هیچ صحبتی مجلس را ترک کرد..
.یا زهرا.........صلوات
دیدگاه ها (۲)

داستان واقعی →↓↓حق مادر..جوانی شب ازدواجش کنار عروس خانم نشس...

یارب تمنا ميکنم! هنگامی که ثروتم دادی، خوشبختی ام رانگیر. هن...

ﻗﺎﻝ ﺍﻟﺎﻣﺎﻡ ﺍﻟﺴﺠﺎﺩ«ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ»:

73 فایده محبّت امیر المؤمنین علیه السّلام، منزلت محبّین علی ...

#لیلة‌المبیت و توطئه سران قریش براى کشتن پیامبر (صلى اللّه ع...

امام حسن(ع) به اهل بيت خود میفرمود:من به زهر شهيد خواهم شد م...

«ذکرُ علی ِعباده» #چه افتخاری بالاتر از اینکه امت اسلام پیام...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم :خدا مردم را در همان نقطه‌ای ...

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

منتخبی از کتاب حق و تربیت یافتگان راه دوست ....

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط