{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۶

پارت ۶
ساعت ۲ و ۱۰ دقیقه ظهر_نویسنده "کارن":
حدود ۱ ساعت بود که درگیر این بودن که به جونگکوک بفهمونن اون جوشونده ای‌ که میخوان بدن بخوره زهر نیست و فقط تلخه.جونگکوک هم یه گوشه نشسته بود و تو خودش جمع شده بود.تا اینکه تهیونگ کل اون جوشونده رو خورد و بعد جونگکوک رو بوسید و کلش رو تو دهنش خالی کرد بعد هم دهن و هم بینیش رو گرفت تا جونگکوک قورتش بده.بعد از قورت دادن جوشونده توسط جونگکوک اون قهر کردا بود و با تهیونگ حرف نمیزد.تهیونگ هم کلی قربون صدقه اش رفت که یک نمونه اش رو باهم میبینیم:
تهیونگ:قشنگم؟کوکی؟خرگوشک؟شیرینم؟پسر قشنگم؟خب باید اون جوشونده رو میخوردی تا خوب شی.من که دوست دارم؟من که میمیرم برات؟
جونگکوک هم ریز ریز خندید و اخر سر هم پرید بغل تهیونگ و تهیونگ هم کلی قلقلکش داد و صدای خنده های جونگکوک کل خونه رو گرفت.
دیدگاه ها (۰)

پارت ۷حدود ۲ ماه بعد_ساعت ۵ و ۵۳ دقیقه عصر_تهیونگ:الان حدود ...

پارت ۸ساعت ۶ و ۳۰ دقیقه عصر_تهیونگ:به وضوح میتونستم بغض جونگ...

پارت ۵ساعت ۱ و ۲۰ دقیقه ظهر_نویسنده "کارن":جونگکوک هنوز خواب...

پارت ۴ساعت ۹ و ۲۰ دقیقه ی صبح_تهیونگ:اجوما جونگکوک رو برده ب...

پارت ۶ساعت ۹ و ۶ دقیقه ی شب_نویسنده "کارن":بعد از اون اتفاق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط