{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

BAD BOY LOVER 💋

BAD BOY LOVER 💋

Part 8🍷

اما نه نگاه معمولی و عادی
نگاهی که حاصلِ سال ها نفرت و سختی بوده.
نگاهی که هیچ احساسی جز خشم و نفرت در آن وجود نداشت
جونگکوک ساکت نشد
شروع کرد به حرف زدن

علامتِ کوک=
علامت پدر ا/ت×

=فکر کردی میتونی خانوادمو ازم بگیریو.....‌راحت زندگی کنی

پدر ا/ت با بی حالی داد زد
×چند بار باید بگم که کارِ من نبود،چند بار؟

جونگوک خنده ی بلندی کرد و گفت
=که کارِ تو نبوده آره‌.پس کارِ کی بوده؟
آخرشو با داد گفت

پدر ا/ت بی حال گفت
×آره.....کار من .....نبود. و برام....مهم نیس....که کار.....کی بوده.


(ویدئو قطع و وصل شد)

قطع شد📵

وصل شد♻️

و یهو ویدئو دوباره اومد

جونگکوک اسلحه رو روی سرِ پدر ا/ت گرفت
و زمزمه کرد
=خانوادمو گرفتی ازم.....خانوادتو میگیرم ازت.

و بوم.

اون لحظه قلبِ ا/ت گرفت.چشای قشنگش پر از اشک شده بود.

گوشی رو پرت کرد سمتِ مبل و پاشو به زمین کوبید.

با گریه و داد
اون لعنتی پدرِ من و کشت منو داخل این خونه زندانی کرده اَه این جئونِ عوضی دلم میخواد بکشمش

حرفاش جوری با گریه قاطی شده بود که نمیتونست به این راحتیا معنی حرف هاشو فهمید
دیگه بغضش ترکید و شروع کرد به گریه
اینقدر گریه کرد تا خسته و بی حال شد و یه گوشه نشست

جوری آروم شده بود که انگار بهش آرامبخش زده بودن.

ادامه دارد
پایان پارت ۸
شرط پارت ۹
بستگی به معرفتتون داره❤️
با لایکتون انرژی بدید بهمون
دیدگاه ها (۱)

BAD BOY LOVER 💋Part 9🍷دخترک کنجی از اتاق نشسته بود بغضی در گ...

BAD BOY LOVER 💋Part 10🍷ویو جونگکوک روزِ بعد:(صبح)چشمامو باز ...

BAD BOY LOVER 💋Part 7🍷ویو ا/ت داخل اتاق:در فکر نقشه برای فرا...

BAD BOY LOVER 💋Part 6🍷جونگکوک جلو تر اومدبا لحن سرد همیشگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط