{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

BAD BOY LOVER 💋

BAD BOY LOVER 💋

Part 6🍷


جونگکوک جلو تر اومد
با لحن سرد همیشگی گفت
_کنجکاوی.....آخر سر کار دستت میده.

ا/ت سرش رو پایین گرفت.
بغض داشت گلوش رو خفه میکرد.

اون همیشه خودشو قوی نشون میداد.ولی از درون خستش بود

با بغضی که گلوش رو گرفته بود گفت
<<چی از جونم میخوای؟
چند ثانیه مکث کرد.
اما بعدش عربده ای زد
<<چی از جونم میخوای جئون؟

جونگکوک جلو تر اومد.
چونه ی دختر رو بالا گرفت
با لحنی پر از غرور و حرص گفت.
_همون بلایی که پدرت سرِ من آورد

ا/ت خنده ی تلخی کرد.
<<پدرم هیچ کاری نکرده.

جونگکوک چونه ی دختر و ول کرد.

_اگر مشخص شد که پدرت کاری نکرده خودم آزادت میکنم.

ا/ت ترسید.
<<اگر معلوم شد که پدرم.....نه نه نه این امکان نداره

جونگکوک کنار پنجره رفت.

پاکت سیگاری از جیب کتش در آورد و
بازش کرد.
سیگار رو روی لبش گذاشت و روشن کرد.
همونطور که به سیگارش پوکی داد
گفت.

_اونموقع دیگه مهمون این خونه نیستی و بلایی سرت میارم که پدرت سرم آورد.پس دعا کن که کارِ پدرت نباشه.

جونگکوک به بادیگارد ها دستور داد که ا/ت رو ببرن اتاقش(اتاق ا/ت)تا بخوابه.


ویو ا/ت داخل اتاق:



پایان پارت ۶
از این پارت به بعد شرط میزارم

شرطِ پارت۷
۱۰ لایک
۱۰ کامنت
دیدگاه ها (۶)

BAD BOY LOVER 💋Part 5🍷جونگوک نگاهشو از ا/ت گرفت و قاشقشو بر...

BAD BOY LOVER 💋Part 4🍷حدود یک ساعت بعد، یکی از محافظ‌ها ا/ت ...

دست گرمپارت 2و بعد لب ا. ت رو بوسیدا. ت مقاومت می‌کرد ولی کو...

سناریو درخواستی🇰🇷ببخشید دیر گذاشتم چون کامل شدن شرط رو تازه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط