{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر نمی توانم پنهانت کنم!

دیگر نمی توانم پنهانت کنم!
از درخشش نوشته هایم می فهمند،
برای تو می نویسم
از شادی قدم هایم،
شوق دیدن تو را در می یابند
از انبوه عسل بر لبانم،
نشان بوسه تو را پیدا می کنند
چگونه می خواهی قصه عاشقانه مان را
از حافظه گنجشکان پاک کنی
و قانع شان کنی
که خاطراتشان را منتشر نکنند!؟
دیدگاه ها (۱)

تو، شخصی ترین دارایی منیکه با وجودم در آمیخته ایو تبدیل به ت...

یک اتاقیک تختیک بغلیک نفرسهمِ ما از زندگی‌ تجردی ‌ست که ریش...

آرام آرام ناآرامت میکند گاهی ؛یک « بُغض » ...یک « او » میان ...

بسیار سال ها گذشتتا بفهممآن که در خیابان می گریداز آن که در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط