آقای بزرگوار من این چه بلای آسمانی است که ما از حال معشوق
آقای بزرگوار من این چه بلای آسمانی است که ما از حال معشوق خود هیچ خبر نداریم
و شما چه قدر بزرگوارید که از لحظه ؛ لحظه ی زندگیمان آگاهید؟؛؛؛؛
از برای صوابهای اندکمان خوشحال می شوید؛
و از ازدیاد گناهانمان استغفار می کنید؛
دیگر نمی دانم چه بگویم؛
نمی دانم در این طوفان زندگی؛؛؛ نه بندگی؛ چگونه کشتی نجاتت را بجویم و بر اقیانوس
بی کران نجابتت فریاد شکر بر جای آورم؛
ای مولای من ؛ ای آقای بی کران ها؛ ای مولای همه ی خوبی ها؛
نمی دانم چگونه نامت را که از نور احدیت روشن است با این چشمان پر گناهم آرزو کنم؛
نمی دانم ؛دامان پر از مهربانی و محبتت چگونه با این دستان سزاوار آتش بگیرم
و فریاد هیاهو کنم ؛ که این مولای من است ؛
این آقایی است که می گفتم؛
این سروریست که نامش را با زبان بی وضو جاری نمی ساختم؛
این پدری است که بی او از یتیمانهم چشم به راه تر بودیم؛
این سروریست که نامش قله های سنگی را آب می کرد ؛ و از شدت شرم آسمانها نمی گریید
بلکه ابر هایش پاره ؛پاره می شد؛
امام زمان همه مطالب یک طرف ؛این مطلب را از ته قلب می گم
من را از یارانت قرارده؛ هیچ چیز دیگر نمی خواهم
و شما چه قدر بزرگوارید که از لحظه ؛ لحظه ی زندگیمان آگاهید؟؛؛؛؛
از برای صوابهای اندکمان خوشحال می شوید؛
و از ازدیاد گناهانمان استغفار می کنید؛
دیگر نمی دانم چه بگویم؛
نمی دانم در این طوفان زندگی؛؛؛ نه بندگی؛ چگونه کشتی نجاتت را بجویم و بر اقیانوس
بی کران نجابتت فریاد شکر بر جای آورم؛
ای مولای من ؛ ای آقای بی کران ها؛ ای مولای همه ی خوبی ها؛
نمی دانم چگونه نامت را که از نور احدیت روشن است با این چشمان پر گناهم آرزو کنم؛
نمی دانم ؛دامان پر از مهربانی و محبتت چگونه با این دستان سزاوار آتش بگیرم
و فریاد هیاهو کنم ؛ که این مولای من است ؛
این آقایی است که می گفتم؛
این سروریست که نامش را با زبان بی وضو جاری نمی ساختم؛
این پدری است که بی او از یتیمانهم چشم به راه تر بودیم؛
این سروریست که نامش قله های سنگی را آب می کرد ؛ و از شدت شرم آسمانها نمی گریید
بلکه ابر هایش پاره ؛پاره می شد؛
امام زمان همه مطالب یک طرف ؛این مطلب را از ته قلب می گم
من را از یارانت قرارده؛ هیچ چیز دیگر نمی خواهم
- ۹۶۰
- ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط