{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقم.....

عاشقم.....
اهل همین کوچه ی بن بست کناری
که تو از پنجره اش پای به قلب من دیوانه نهادی
تو کجا؟ کوچه کجا؟ پنجره باز کجا؟
من کجا؟ عشق کجا؟ طاقت آغاز کجا؟
تو به لبخند و نگاهی من دلداده به آهی
بنشستیم
تو در قلب من و من خسته به چاهی......
گنه از کیست؟ از آن پنجره باز؟
از آن لحظه آغاز؟ از آن چشم گنه کار؟
از آن لحظه دیدار؟
کاش میشد گنه پنجره و لحظه و چشمت
همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب
تو را تنگ در آغوش بگیرم........
دیدگاه ها (۲)

والااااابوخوداااا🤪😁

اووووففف😜😁

زُل بزن توی چشامتا دلم ضعف بره...

   ‏می‌خواهم طلوع ڪنم جایی میان شرق چشمانت تو نڪَ...

چپتر دومدروغ شیرین چشمامو باز میکنم و تقریبا بلافاصله از شدت...

اتاقی قدیمی-پارت-۲مدریا به پنجره ی کنار میزش خیره شد . او کس...

از تعجب دهانم باز مانده بود من و پریسا !  خانواده ما هزاران ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط