{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه تکپارتی

ادامه تکپارتی♡
❌️هرکی دوست نداره نخونه گزارش نکنین❌️
پایین تر میومد و لباسای ا.ت رو در یک حرکت دراورد
روی ترقوه هاش و گردنش کیس مارکهای وحشی میزاش درحدی که تا یه ماه جاشون میموند.ا.ت کم کم داشت تحریک میشد و ناله هایی از سر درد از دهنش خارج میشد.
کوک رسید به سینه های ا.ت یکی رو مک میزد و اون یکی رو فشار میداد.
کوک توی یه حرکت لباسای خودش رو دراورد
و بدون این که به ا.ت فرصت بده محکم وارد ا.ت کرد و شروع کرد به تلمبه زدن جوری که ا.ت روی تخت بالا و پایین میشد.کوک اونقدر وحشیانه داخل ا.ت میکوبید که ا.ت از شدت درد گریه میکرد
ا.ت:اییییی....هق کوک لطفا...ل.طفا.بسهه
کوک:کوک؟ فک کنم الان چیز دیگه ای باید صدام کنیی نع؟
تا تو باشی که به پسر دیگه ای چشم نداشته باشی(با صدای خش دار بم)
ا.ت:کوک..نه هق..ببخ...شید ددی اییی هق لطفا بسه ...درد ...داره
کوک:تا ۱۰ راند باید تحمل کنی بیب
خلاصه که این ۱۰ راند تموم شد بعد
کوک:بخورش
ا.ت که جونی براش باقی نمونده بود با صدای ضعیفی گف:چی؟

کوک:میخوریش یاا نههه(عربده)
ا.ت شروع کرد به خوردن ...کوک تا اینکه کوک تو دهنش کام کرد
کوک:قورتش بده
ا.ت با اینکه حالش بد میشد ولی خوردش
کوک:بریم حموم
ا.ت:نمیتونم(ضیعیف)
کوک ا.ت رو براید بغلش کرد و به سمت حمام رفتن کوک وان رو پر کرد و نشست و ا.ت رو روی پاهاش گذاشت و شکمش رو ماساژ میداد
ویو ا.ت~
اصلا حالم خوب نبود سرم سیاهی میرفت ولی بزور خودمو نگه داشته بودم.
کوک ا.ت رو از حموم میاره بیرون و همین که لباساشون رو میپوشن ا.ت یهو بیهوش میشه کوک سریع اونو میگیره و میزاره روی تخت و زنگ میزنه به جیمین
کوک:الو
جیمین:اخههه کوک الان چه وقت زنگ زدنه ساعت ۳ نصفه شبههههههه
کوک:زهرمار کپک پاسو بیا عمارت ا.ت از حال رفت

جیمین به عمارت میاد و بعد از معاینه ا.ت یه نگاه عمیق تاسف بار به کوک میکنه و میگه
جیمین:زیاده روی کنی همین میشه دیگه میمیری یکم ارومتر باشی...فعلا تا ۲ ماه از رابطه خبری نیستا این چن روزم هواشو بگیر تا بهتر شه
کوک:هوممم
صب شد و ا.ت بیدار شد و دید توی بغل کوکه یه نگاهی به کوک که درخواب بود کرد و گف

ا.ت:کوک خیلی دوست دارم اما ازت بدم میاد
اروم و بی صدا گریه میکرد
کوک حلقه دستشو تنگ تر میکنه
کوک:ببخشید بیب خو اعصابم خورد شد راجب پسره اینهمه چیزای خوب گفتی یعنی من یدونه از اون
صفتارو ندارم؟
گریه ا.ت به خنده تبدیل شد بخاطر حسادت های بزرگترین مافیا
ا.ت:پادشاه حسادت دوست دارم
کوک:ملکه زیبای من، منو ببخش اما من دوست ندارم
ا.ت صورتش تو هم جمع شد
کوک:بلکه دیوانه وار عاشقتم
ا.ت:دیوونه(خنده)
کوک:اره دیوونه تو

پایان
نویسنده~
JEON HUNRI📜
دیدگاه ها (۰)

تنهایی بهتر از دوستاییه که همیشه کنارتن ولی دشمنتن

بچه ها!پیج این خانوم گل مسدود شده هرکی فالوش کنه یه بک متقاب...

پارت ۳ غریبه مافیا

قسمت یک غریبه مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط