عاشقخونشیابدنش
#عاشق_خونش_یا_بدنش
#پارت۳
از زبون ات>
فیلکس: چه فرقی خب؟؟!
هیونجین: من به تو نیاز دارم
فیلکس: این قانع کننده نبود...
هیونجین: حالا هرچی باز بعدا بهت میگم
*هیونجین رفت به سمت اتاقش*
فیلکس: هیییی کجا میری؟
*هیونجین هیچی نگفت*
فیلکس: هیونگگگگگگگ! *با صدای بلند*
*هیونجین از لقبی که فیلکس صداش کرده بود تعجب کرد و شوکه شد*
هیونجین: چی منو صدا کردی؟! *با لحن شوکه*
فیلکس: فقط بهت گفتم هیونگ چیزه بدی گفتم؟؟
*هیونجین یه نفس عمیق و سنگین از دلش کشید*
هیونجین: لطفا دیگه تکرارش نکن
*فیلکس برای کرم ریزی دوباره تکرار کرد*
فیلکس: هیونگ،هیونگ،هیونگ،هیونگگگگگگگ
*صبر هیونجین لب ریز شد و به سریع به فیلکس نزدیک شد جوری که صورتشون چند سانت فاصله داشت*
*چشم هیونجین قرمز شد*
هیونجین: بهت هشدار میدم دیگه تکرارش نکن
*فیلکس کمی ترسید ولی هیچی نگفت*
#پارت۳
از زبون ات>
فیلکس: چه فرقی خب؟؟!
هیونجین: من به تو نیاز دارم
فیلکس: این قانع کننده نبود...
هیونجین: حالا هرچی باز بعدا بهت میگم
*هیونجین رفت به سمت اتاقش*
فیلکس: هیییی کجا میری؟
*هیونجین هیچی نگفت*
فیلکس: هیونگگگگگگگ! *با صدای بلند*
*هیونجین از لقبی که فیلکس صداش کرده بود تعجب کرد و شوکه شد*
هیونجین: چی منو صدا کردی؟! *با لحن شوکه*
فیلکس: فقط بهت گفتم هیونگ چیزه بدی گفتم؟؟
*هیونجین یه نفس عمیق و سنگین از دلش کشید*
هیونجین: لطفا دیگه تکرارش نکن
*فیلکس برای کرم ریزی دوباره تکرار کرد*
فیلکس: هیونگ،هیونگ،هیونگ،هیونگگگگگگگ
*صبر هیونجین لب ریز شد و به سریع به فیلکس نزدیک شد جوری که صورتشون چند سانت فاصله داشت*
*چشم هیونجین قرمز شد*
هیونجین: بهت هشدار میدم دیگه تکرارش نکن
*فیلکس کمی ترسید ولی هیچی نگفت*
- ۴.۲k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط