{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(مرگ قو) شنیدم که چون قویی زیبا بمیرد. فریبنده زاد و تنه

(مرگ قو) شنیدم که چون قویی زیبا بمیرد. فریبنده زاد و تنها بمیرد . شب مرگ، رود گوشه ای دور و تنها بمیرد . در آن گوشه چندان غزل خواندآنشب. که خود در میان غزلها
بمیرد. من این نکته گیرم ، باور نکردم ، ندیدم گه قویی به صحرا ، بمیرد . تو دریای من بودی آغوش باز کن ، که می خواهد این قوی زیبا بمیرد .
دیدگاه ها (۳)

در ضربه های مغزی ،که صدمات چدی به مغز وارد شده گاهی در ۳ ساع...

باز خواهم خواند، ترانه محبت را در جاده های خاکی ، در پگاه ...

دستم را رها مکن ... چیز زیادی نمی خواهم ...بودنت نهایت من اس...

دستم را رها مکن ... چیز زیادی نمی خواهم ... بو دنت نهایت من ...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

مرگ قو شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد   فریبنده زاد و فریبا بمیرد  شب ...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب م...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنده زاد و فریبا بمیردشب مرگ ت...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنده زاد و فریبا بمیردشب مرگ ت...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیردفریبنده زاد و فریبا بمیردشب مرگ ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط