{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی برادر ناتنی بود.....

وقتی برادر ناتنی بود.....
پارت چهار
+آهان خب ولش کن اصلا
-گفتم بگو(عصبی)
+خب راستش من د د د .... دوست دارم اما....
-اما چی
+پدر و مادر نمیزارن چون ما خواهر برادریم
-ناتنی
+میشه آزادم کنی برم
-تو تا وقتی زنده ای پیش من میمونی
+پس منو بکش
-نه
و رفت تو اتاق
-ا.تتتت
+بله؟
-بیا پیش من بخواب
+نمیخام
-(اومد پایین)
-گفتم بیا
+نمیخام(خجالت)
-(بغل کردن و رفتن به سوی اتاق)
+نمیخامممنم
-(بغل کردن)
+(شل شدن و نوازش سر)
و هر دوتایی خوابیدیم
صبح روز بعد
باز شدن در
-زخمت چطوره
+بد نیست
+یه چی بگم عصبی نمیشی
-نه بگو
+مامان زنگ زد گفت میخواد بیاد اینجا
-خب. عصبی
+از دهنم پرید گفتم ازدواج کردی تو
-شتتتتت
+یه چیز دیگه .....
دیدگاه ها (۳)

خب بلوبری هااامی خوام عاف بزنمعاف ابدیدیگه علاقه ای به ویسگو...

وقتی برادر ناتنی بود.....پارت سه...+بگو-میگم تا حالا بجز من ...

وقتی برادر ناتنی بود.....پارت دواول لباس باز ممنوعدوم دامن ک...

my love part 93

سناریو استری کیدز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط