{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش؛

کاش؛
سرم را می گذاشتم روی پایت بانو!
برایم لالایی میخواندی.
عجیب خسته ام؛
دلم هم ؛ عجیب می گیرد این روزها!
غمگینم برای دلم!
بی قراری می کند و من انگار نه انگار!
می ترسم قهرش بگیرد؛
دیگر دوستم نداشته باشد!
می گویم شب به خوابم بیا
با دلم حرف بزن؛ نوازشش کن
بگو باور کند؛
کاری از من ساخته نیست!
بگو می خواهد؛ اما نمی شود!
بگو...
هیچ...
تنها بگو؛ آرام بگیرد
صبر هم حدی دارد!
به یکباره ؛ به خودش می آید و می بیند؛
جایش را داده ام
به یک تکه سنگ؛
خیال هر دویمان را
راحت کرده ام!
دیدگاه ها (۲)

منهمان چمدان خاک خورده توگوشه ی اتاقمهمانقدر قدیمیهمانقدر من...

من جایِ تو چای می نوشمجایِ تو خسته می شومجایِ تو بغض می کنمج...

می‌دانمنیمه‌شب که فکر می‌کنی خوابیده‌ام به پاتوقِ مجازیمان س...

تمامِ رویاهایِ من به نامِ تو می دانی یعنی چه ؟یعنی تمامِ زند...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط