{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوبار ه خاطراتم را ز تنهایی به خط کردم

دوبار ه خاطراتم را ز تنهایی به خط کردم
دلم هم بازمیسوزد نفهمیدم غلط کردم تمام شهرخوابیدندوچشمم.خیس بارانست
توعمری عادتم دادی به دنیایی که وارونست
مثال رنگ موهایت سیاهی رنگ بختم شد
گمانم‌ عادتم دادی به تنهایی ‌چه سختم شد
بجانت زندگی بی تو برایم بی ثمر گشته
توزخمی بردلم دادی وهردم تازه ترگذشته
برای دیدنت چشمم جهان رازیر ورو کرده
تو نیستی وتمام شهر مرا بی آبرو کرده
من وحال وهوای تو خیابانهای سردرگم
کجایی تاببینی توچه زخمهایی زدندمردم
گذشتن ازتو آسان نیست،تویی که باعث دردی
ولی ماندم سرقولم ،نرفتم تا تو برگردی
دیدگاه ها (۱۹)

از پیش من هرگز نرو،من بی تو تنها میشومبا حرف هر بیگانه ای،رس...

من لحظه لحظه بودنت را دوست دارمهر جا که باشد دیدنت را دوست ...

شبیه شادی دیوانگان، غم‌‌انگیزم ِرها شده‌ای پیش پای پاییزم اگ...

چون سنگ ، شدی سبز نشستی سر راهمگفتی که من آن حاصل یک لحظه گن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط