{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من لحظه لحظه بودنت را دوست دارم

من لحظه لحظه بودنت را دوست دارم
هر جا که باشد دیدنت را دوست دارم
در خلوت کافه یا توی خیابان
یکمرتبه بوسیدنت را دوست دارم
ماه منی،من برکه ای آرام هستم
گاهی اسیر عشوه هایت می شوم و
اینگونه من دل بردنت را دوست دارم
باشد تو سیب سرخ و ممنوعه ولی من
تبعید بعد از خوردنت را دوست دارم
هر چند می خندی به احوال خرابم
اما همین خندیدنت را دوست دارم
بگذار پایان غزل را هم بگویم
حتی خیالِ بودنت را دوست دارم
دیدگاه ها (۷۱)

مثل یک عکس قدیمی که از آن یاد شودگفتم از خاطره هامان که دلم ...

به دریا می زنم شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم را...

از پیش من هرگز نرو،من بی تو تنها میشومبا حرف هر بیگانه ای،رس...

دوبار ه خاطراتم را ز تنهایی به خط کردم دلم هم بازمیسوزد نفهم...

«نگاه ممنوعه »**Part 14 — The Last Thing She Left Behind** ر...

«نگاه ممنوعه»**Part 15 — Almost Like Peace** بعد از رفتن میر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط