خسته ام

خسته ام......
از وعده ی فصلهایی که گذشت
بافتم رج به رج رویاهایم به زیبایی گلدوزی مادربزرگ،

که تنها سرگیجه از آن باقی ماند؛
تنها یادگار تو،چینی نازک تنهایی من......#من نوشت

پ ن:هرکه دل آرام بود،ازدلم آرام رفت....
دیدگاه ها (۱)

من بی می ناب زیستن نتوانمبی باده کشید بارتن نتوانممن بنده آن...

قهــوه خوشمزه استخوشمزگی اش،به همان تلخ بودنش است ،وقتی میخو...

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاستمرا افکنده در تنگی که نام...

هـــر وقــت دلــــم گــــرفـت لـــبخنــد میـــــزنـــم !!بــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط