{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزهای آخر عمرت بیا بخند

این روزهای آخر عمرت بیا بخند
اصلا برای من نه برای خدا بخند
گفتی که گریه هات مرا میکشد علی
یا گریه میکنم سر سجاده یا بخند
گفتی بلند شو به سوی مسجدت برو
اینگونه که نمیروم اول شما بخند
باشد قبول رو زدن من قبول نیست
پس لا اقل به خاطر این بچه ها بخند
اصلا بنا شد اگر خنده ای کنی...
این سینه ات شکسته فقط بی صدا بخند
وقتی خداست منتظر خیر مقدمت
خوشحال باش گريه چرا؟غم چرا؟ بخند
دیدگاه ها (۲)

"عبرت های تاریخ"
سر مسلم ابن عقیل
نایب اباعبدالله را بریدند ...

ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻋﺸﻖ. ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﻭﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﻏﺮﻭﺭﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﮐﻨ...

این خانه بی تو بی سر و سامان بماندخون بر جگرها ؛ اشک بر مژگا...

ﺳﺎﻋﺖ ﺣﺪﻭﺩ 12 ﺷﺐﺑﺎ ﺩﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻥ) ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻢ ﺳﻦ ﻭ ﺳﺎﻝ( ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺧﺎﮎﺳﻔ...

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.76(از زبون جون...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.20صبح زود بود. ...

(سناریو فرفره های انفجاری)(BL)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط