{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

+why me?

+why me?
-I shouldn't fall in love with you
p.76

(از زبون جونگ کوک)

نیمه‌شب بود. نور کم چراغ کنار تخت فقط صورت ا.ت رو روشن کرده بود. اون هنوز کنارم دراز کشیده بود، ولی فاصله زیادی بینمون بود. بدنش جمع شده بود و پاهاشو بغل کرده بود، انگار هنوز آماده فرار بود.

من به سقف خیره شده بودم. درد زخم‌ها مثل آتش می‌سوخت، ولی درد واقعی جای دیگه بود. تو سینه‌م.

یهو صدای هق‌هق خیلی آروم ا.ت بلند شد. اول فکر کردم خواب می‌بینه، ولی وقتی نگاه کردم دیدم بیداره. اشک آروم از گوشه چشمش سر می‌خورد رو بالش.

من بدون فکر دستمو آروم دراز کردم. نوک انگشتام فقط به پشت دستش خورد. ا.ت یه لحظه بدنش سفت شد، ولی این بار عقب نکشید.

(صدایم خیلی پایین و شکسته) 
- ا.ت... اگه می‌خوای گریه کنی، گریه کن. جلوشو نگیر. من اینجام.

ا.ت هق‌هقش شدیدتر شد. صورتشو تو بالش فرو کرد و گریه کرد. گریه‌ای که انگار ماه‌ها تو وجودش حبس شده بود.

من فقط گوش دادم. هر هق‌هقش مثل خنجر به قلبم می‌خورد. چون می‌دونستم من باعث این گریه‌ام. من همه این درد رو ساختم.

چند دقیقه گذشت. وقتی آروم‌تر شد، با صدای گرفته و خسته گفت:

+ من... من دیگه هیچی از خودم باقی نمونه... تو همه چی رو ازم گرفتی... غرورم، زندگیم، آزادی‌م... حتی خواب راحت رو...

من گلومو صاف کردم. چشمام خیس شده بود.

(با صدای لرزان) 
- می‌دونم. من همه‌شو گرفتم. و حالا... حالا می‌خوام همه‌شو پس بدم. هر چی طول بکشه. حتی اگه هیچ‌وقت عاشقم نشی، حتی اگه تا آخر عمرت ازم متنفری... من می‌مونم. چون بدون تو، من هیچی نیستم ا.ت.

ا.ت سرشو کمی چرخوند و بهم نگاه کرد. چشماش پر درد و خستگی بود.

من آروم ادامه دادم:

- وقتی تو رودخونه تو بغلم بودی... فکر کردم اگه بمیرم، حداقل تو آخرین لحظه کنارم بودی. این فکر منو آروم کرد. چون تو شدی همه چیز من. حتی اگه هنوز نمی‌تونی اینو قبول کنی.

دستش هنوز نزدیک دستم بود. من جرات نکردم بگیرمش، فقط نوک انگشتامو روش گذاشتم.

- امشب فقط بخواب. من بیدارم. تا صبح بیدارم. هیچ‌کس نمی‌تونه بهت نزدیک بشه. قول می‌دم.

ا.ت چیزی نگفت. فقط چشماشو بست. ولی این بار بدنش یه کم شل‌تر شد.

من به صورتش خیره شدم و تو دلم زمزمه کردم:

من عاشقتم ا.ت... حتی اگه تو هنوز ازم متنفری. حتی اگه این عشق منو بکشه... من ولت نمی‌کنم.

اتاق دوباره تو سکوت فرو رفت. فقط صدای نفس‌های نامنظم ا.ت و تپش قلب من که هنوز برای اون می‌زد...........
ادامه دارد............
دیدگاه ها (۱)

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.77(از زبون جون...

@jeon.miaa خوشگلم حمایت نشه؟🤍🤍

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.75(از زبون جون...

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.74(از زبون جون...

پارت ۳

سناریو میتسویا پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط