You are paying back karma پارت⁵
You are paying back karma پارت⁵
¹³:⁰⁰
امگا به آرومی رمز در رو زد و با چهره برادرش مواجه شد
و برادرش به آرومی به داخل هدایتش کرد
و یه نگاهی بهش انداخت و بعد با لبخند همیشگیش و لحن مهربونش به امگا گفت
جونگ کوک: جوجه کوچولو امروز هی*ت شده؟ و..این کت چیه جیمینی؟
جیمین: هیونگ! امروز کلی اتفاق افتاد...جفتمو پیدا کردم
جونگ کوک: اوه واقعا؟ بگو ببینم چطور بود؟
جیمین: حس خوبی داشت..فهمید هی*ت شدم و کتشو دور کمرم گره زد...فقط به مامان و بابا نگیااا
جونگ کوک: باشه نمیگم..فقط الان باید این کت و دربیاری و بری لباساتو عوض کنی
جیمین: باشه
جونگ کوک گره کت آلفای ناشناس برادرشو از روی کمرش باز کرد و بوش کرد..یکم آشنا بود بوی خاک بارون خورده به اضافه یکم بوی وانیل که از برادرش بود
اون رایحه ویس*کی روی کت...خیلی براش آشنا بود
فکرش رو زیاد درگیر نکرد
به سمت اتاق جیمین رفت و آروم در زد و با صدای تایید جیمین وارد اتاق شد و کت رو بهش داد
جونگ کوک: جیمینی..امگامو که میشناسی
جیمین: خب آره
جونگ کوک: اون امروز قراره بیاد خونمون با یه نفر دیگه همراهش
جیمین: با کی؟
جونگ کوک: بیاد میفهمی..تا چند دقیقه دیگه میرسه...فقط نباید به هیچکس بگی که کی همراهش بود و امروز اومد خونمون باشه؟
جیمین: باشه
صدای زنگ در به صدا دراومد جونگ کوک بلند شد و رفت در رو باز کنه و جیمین پشت سرش وایستاده بود
اون امگا با رایحه شکلات شیرینش وارد خونه شد و جونگ کوک با بو*سه گرمی ازش استقبال کرد
جیمین هیچکس رو همراه اون امگا نمیدید تا اینکه...
¹³:⁰⁰
امگا به آرومی رمز در رو زد و با چهره برادرش مواجه شد
و برادرش به آرومی به داخل هدایتش کرد
و یه نگاهی بهش انداخت و بعد با لبخند همیشگیش و لحن مهربونش به امگا گفت
جونگ کوک: جوجه کوچولو امروز هی*ت شده؟ و..این کت چیه جیمینی؟
جیمین: هیونگ! امروز کلی اتفاق افتاد...جفتمو پیدا کردم
جونگ کوک: اوه واقعا؟ بگو ببینم چطور بود؟
جیمین: حس خوبی داشت..فهمید هی*ت شدم و کتشو دور کمرم گره زد...فقط به مامان و بابا نگیااا
جونگ کوک: باشه نمیگم..فقط الان باید این کت و دربیاری و بری لباساتو عوض کنی
جیمین: باشه
جونگ کوک گره کت آلفای ناشناس برادرشو از روی کمرش باز کرد و بوش کرد..یکم آشنا بود بوی خاک بارون خورده به اضافه یکم بوی وانیل که از برادرش بود
اون رایحه ویس*کی روی کت...خیلی براش آشنا بود
فکرش رو زیاد درگیر نکرد
به سمت اتاق جیمین رفت و آروم در زد و با صدای تایید جیمین وارد اتاق شد و کت رو بهش داد
جونگ کوک: جیمینی..امگامو که میشناسی
جیمین: خب آره
جونگ کوک: اون امروز قراره بیاد خونمون با یه نفر دیگه همراهش
جیمین: با کی؟
جونگ کوک: بیاد میفهمی..تا چند دقیقه دیگه میرسه...فقط نباید به هیچکس بگی که کی همراهش بود و امروز اومد خونمون باشه؟
جیمین: باشه
صدای زنگ در به صدا دراومد جونگ کوک بلند شد و رفت در رو باز کنه و جیمین پشت سرش وایستاده بود
اون امگا با رایحه شکلات شیرینش وارد خونه شد و جونگ کوک با بو*سه گرمی ازش استقبال کرد
جیمین هیچکس رو همراه اون امگا نمیدید تا اینکه...
- ۱۲.۹k
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط