{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
‌من میروم ...
و کلید این خانه ی دلگیر را ،
زیر هیچ گلدانی نخواهم گذاشت !
دلتنگ که شدی ،
آمدی نبودم ،
نگرد !
باران هرگز شبیه آنچه بود ،
به آسمان بر نمیگردد...
.
.

معصومه_صابر
دیدگاه ها (۵)

برای کفشی کههمیشه پایت را می زندفرقی نمی کند تو راهت را درست...

کاش هیچوقت بزرگ نمیشدیمکاش همانند زمان کودکی ام بزرگترین درد...

.باید بروم ...دلتنگ که شدی،گلدان کوچک پشت پنجره را ببوس!من، ...

در قلبم کسی را پنهان کرده ام...که شنیدن صدایش..طرز نگاه کردن...

#حکایت_قدیمی در گذشته های دور مهمانی سرزده و دیروقت به خانه ...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

#سایه_ای_در_خانه_چئون # part_18باران از غروب شروع شده بود ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط