{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از فانتزیام اینه : 

یکی از فانتزیام اینه : 
توی بیمارستان،یه پرستار فوق العاده زیبا وجذاب 
از اتاق عمل سریع میاد بیرون و 
داد میزنه:آقای دکتر؟آقای دکتر؟بیمار داره از دست میره 
من درحالی که لبخندی پرمعنا بر لب دارم سرمو میندازم پایین و از توی کشو دستکشمو در میارم ...
پرستار بلندتر و با التماس میگه:آقای دکتر عجله کنید ،قلبش از حرکت ایستاده 
من بازهم با لبخندی معنا دار دستکشارو دستم میکنم 
ایندفعه همهءپرستارا ودکترا از اتاق میریزن بیرون و فریاد میزنن آقای دکتر آقای دکتر بیمار داره میمیره 
من که دسکشامو دستم کردم با خونسردی به چهرهءتک تکشون نگاه میکنم و میگم:
. 
. 
. 
آقای دکتر طبقه بالا تشریف دارن 
بعد سطل آبو با پام هول میدم جلو و همینجور که دارم زمینو تی میکشم توی مه و غبار دور میشم …....!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

تا حالا دقت کردین برج میلاد تو روز مرد افتتاح شد و تونل رسال...

کمتر از 15روز به ماه مبارک رمضان مونده،حال واحوال ما دراین م...

Bacheha inoo bekhonid,man k halam kheyli gerefte shod az in ...

مهمونی پارت ۳۶

#silence_after_you#Part3با نشستن هواپیما چمدونم رو برمیدارم ...

he Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۲۶ویو لیاـدکتر دست...

My professorChapter:2Part:100یک هفته بعدظهر | ساعت ۱۴:۴۵صدای...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۲۵ ویو لیاـ گرم ص...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ویو ا. تسرم گیج م...

ددی خون آشام من

دیدار باتو (پارت ۴)

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط