{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Echo oF Midnight

Echo oF Midnight
Part:⁶

تهیونگ: با دیدن لایو آرا و
جوابش به کامنت اون هیتر عوضی واقعا نگران شدم آرا هیچوقت درمورد زیبایی خودش حرف نمیزد و ما فکر میکردیم که اعتماد به نفس داره ولی نشون نمیده اما خوب ظاهراً اشتباه فکر میکردیم و آرا انگار هیچچچ اعتماد به نفسی نداره و این نگرانم میکرد

جیهوپ« هی ته چیشده؟ چرا اینقدر نگران به نظر میرسی؟»
تهیونگ« هیونگ.... لایو آرا رو دیدی؟»
جیهوپ« نه مگه چیشده؟»
تهیونگ« بدون هیچ حرفی گوشیم رو دادم دست هیونگ که لایو رو ببینه و جیهوپ هم با دیدن لایو نگران شد و فقط میدونم از در پیاده شد اما بعد از چند دقیقه جیهوپ هیونگ با بقیه اعضا اومدن تو ماشین نشستن و حرکت کردیم سمت خوابگاه

«پرش زمانی به رسیدن به خوابگاه»
ویو آرا« با شنیدن صدای اعضا و چرخوندن کلید توی در فهمیدم اومدن زود اشک هام رو پاک کردم و رفتم تو آشپزخونه و همینجوری داشتم ظرف هارو جابه جا میکردم که مثلا دارم دنبال چیزی میگردم که یه چیزی درست کنم برای خودم و اعضا که در باز شد و چهره ی نگران اعضا نمایان شد و تو خونه صدام میکردن منم برای اینکه بیشتر از این نگران بشن گفتم...
آرا« بله بچه ها من اینجام»
یونگی« هوفففف دختر سکتمون دادی»
آرا« چیشده اینقدر نگرانید شما؟»
(جیهوپ اومد جلو تر و گفت....)
جیهوپ« آرا اون حرف توی لایو چه معنی داشت؟»
آرا«کدوم حرف؟» (داره میپیچونه)
جیهوپ« همون حرفی که یه هیتر کامنت گذاشت خیلی زشتی و تو گفتی میدونم بعد هم لایو رو قطع کردی»
آرا« خوب.....(مکث) فقط خسته شده بودم از کامنت هاشون منم گفتم میدونم که ولم کنن همین(لبخند مصنوعی)»
جونگ کوک« آرا تو مطمئنی این حرف رو فقط از سر خستگی گفتی یا واقعا فکر میکنی چهره بدی داری؟»
آرا« خ......خوب(سرش رو میندازه پایین)»
جین«آرا؟»
آرا« م....متاسفم هق هق اما من هق خیلی زشتم و هق هق اون هیتر هم هق حقیقت رو گفت هقققق»(گریه)
نامجون«ه....هی هی آروم باش(بغلش کرد) اصلا هم اینطوری نیست تو نباید همچین فکری کنی تو خوشگلترین دختری هستی که من تو عمرم دیدم دیگه این حرف رو نزن»
(آرا هم همینجوری تو بغلش گریه میکنه)
دیدگاه ها (۰)

Echo oF Midnight Part:⁷جیمین« فقط میخواستم حواسش پرت بشه و د...

Echo oF Midnight Part:⁵آرا:با گیجی از خواب بیدار شدم و ساعت ...

Echo oF Midnight Part:⁴یونگی: در عجبم اینقدر بچه ارومی شده ه...

part 29 جنگ در زندگی

ویو سویونرفتم پیش اعضانامجون تا منو دید شروع کرد به سوال پیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط