{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

childhood love

childhood love
Part ۹

ا/ت

غرق کارم شده بودم مغزمو از فکر های الکی خالی میکرد و وارد ماتریکس میکرد..موهاش حس خوبی بهم میاد..میتونستم سالها اینکارو انجام بدم..به ساعت خیره شده بودم و منتظر اعلام پرواز جت شخصی‌مان بودم..هرچقدر بیشتر خیره میشدم دستام بیشتر با موهای کوک ور میرفت کوکم عمیق تر به خواب میرفت..فقط نمیدونستم ایشون که اینطور خوابیدن چه جوری قراره بیدار شن..سه بار پرواز جت شخصی آقای جئون رو اعلام کردن

ا/ت: * بار اول صداش زدم بیدار نشد..رفته رفته تن صدام بیشتر شد* کوکککک تروجدت بیدارشوو دارنن صدامون میکنن ..کوک بیدار نشی میزنمتت
کوک:*با صداش بیدار شدم یعنی در واقع با وحشت از خواب پریدم* من کجام؟.. اینجا کجاس؟
ا/ت: ببخشید ولی دار..*پوکر*..پاشو پاشو باید سوار هواپیما بشیم دارن صدامون میکنن


*جت*

کوک:
مهماندار و مسئول ها چمدون هامونو گذاشتن بار و ما از از پله ها جت بالا رفتیم تا پامون رسید به جت مهماندار در جت رو بست منم در کشویی بین جای مهماندار و فضای خودمونو بستم..تا در رو بستم ا/ت رو از پاهاش بلند کردم و پرتش کردم رو تخت دونفره نفرمون تو جت و خودم روش خیمه زدم

کوک: خبب.. دیشب از کجا مونده بودیم ؟
ا/ت: من خوابم میادد ولم کن
کوک: به همین راحتی آخع؟
ا/ت: دارم میمیرم
کوک: تو ماشین که خوابیدی
ا/ت: ببخشید که مثل جنابعالی روت ولو نشده بودم و عین خرس نخوابیده بودم..دینامیتم میذاشتم تو کونت بیدار نمی‌شدی
کوک: *قهقه* من یک چیز دیگه برای تو بزارمم
ا/ت: منم پامو بلند کنم و وسط رو هدف بگیرم؟ عین سگ خوابم میادد
کوک؛ باشه باشه تسلیمم *پتو رو رو خودمون کشیدم*..فقط یک ساعت اوکی؟ *خمیازع*
ا/ت: باشع *سرمو گذاشتم رو بازوش و چشمامو بستم*

*ا/ت*

قبل خواب با کوک جر و پحث کردیم چرا نمیتونه با شورت بخوابع منم بهش گفتم ببخشید که جتت رو پر دختر کردی عمرا بزارم تاب و شلوارک مشکی رو براش پرت کردم تا با این ها بخوابع...

*
ا/ت: اسپانیا هر گوهی دلت میخواد بخور.. عمراا بزارم این دخترایی که برای تو دکمه های بالا تنه شون رو باز میکنن و ممه هاشونو نشون میدن..کونشونو پروتز و فلان می..
کوک:🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
ا/ت: زهرمار من جدیم
کوک؛ خیلی کیوتی وقتی حرص میخوری
ا/ت: کوککککک:
کوک: خودتم میدونی.. به تخ*مم نیستن *لپشو محکم ماچ کردم*
ا/ت: خودمم میدونم😂
کوک بیا بخوابیممم *پرتش کردم رو تخت و از لباسش تا گردن بوسیدمش*

*دو ساعت بعد*

ا/ت
چشمامو باز کردم هنوز غرق خواب بود و موهاش جلو صورتش ریخته بود موهاشو زدم کنار و گونه شو نوازش کردم.. قلبم طاقت نیاورد و کوتاه بوسیدمش که چشماشو باز کرد*..آقای یک ساعت..الان دو ساعته که خوابیدیم
کوک:خب؟ *چشمای خمار*
ا/ت: قربون اون چشمای تیله ای مشکیت بشم *موهاشو به پشت هدایت کردم*
کوک: الان خودت با شلوارک که چه ارز کنم با شورت خوابیدی من چی بگم..آهااا ..راجب اون مورد قبل خواب..خودتم یک کارایی میکنی نمیگماا..تو خیابون که قدم میزنیم موهاتو باز میزاری با رنگاش دل پسر که هیچ دل دخترا رو هم میبری من چیزی میگم؟!
ا/ت: چیکار کنممم کچلل کنم خودمو موعه دیگه تو سرتا پاته
کوک: قبول کن که دوتامونم در یک سطح هستیم
ا/ت: خیلی بچه ای
کوک: قبول کن
ا/ت:باشع
کوک: آفرین
ا/ت: آهاااا...راجب بحث الان..حداقل من تیشرت تنمه درضمن من عادت دارم موقع خوابیدن پامو بندازم رو رونت.. فکر میکنی خیلی برام آسونه پاهام پاهاتو حس نکنه..تو میگی کلا لخت شی فقط یک شورت تنت باشه
کوک:رگبار بستی بچه*خنده* *قلبم از کلمه هاش بیشتر ذوب شدو بیشتر به خودم فشردمش* من تسلیم *بوسیدمش*
ا/ت:*همراهیش کردم* ..خیلی دوست دارم
کوک:*دستمو از زیر پتو دور باسن حلقه کردم و بالا کشیدمش تا با من فیس تو فیس بشه* خبب حالا به هم رسیدیم *دستمو رو پاهاش میکشیدم*
دیدگاه ها (۶)

Childhood love Part 10ا/ت: خب یعنی چیی؟کوک: یعنی اینکه مال م...

The originals Part 1"کوک"* ..در یک روز زمستانی..اولین روز کر...

childhood love Part ۸ا/ت:جانمممممم؟..شما گوه میخوری عزیزمکوک...

Childhood love Part ۷ا/تبعد صبحونه من داشتم کتاب میخوندم کوک...

پارت ۵عمو های من مافیان

Love in the dark①⑧چانهی: جانما/ت: الو داداش چانهی: جان چیشده...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط