باران

باران
حسادتش میشد‌..
وقتی
زیر نگاه سنگین
و چشمان ابری اش؛
به جای او
تو را از خدا
آرزو می کردم....!

#حسین_حیدری"رهگذر"

۱۳۹۵/۱۲/۲۱

https://telegram.me/Heidari_official2
دیدگاه ها (۱)

خواب هایم کور شده اند... تو را نمی بینند...!خو...

درون شعر من گاهی تو حالم را نمی فهمیبرای فهم حال من تـو باید...

پلکی زدیو من مردم..قبل ازینکهماشه را می چکاندی...!#حسین_حیدر...

چگونه دلت آمد؟کسی را دور بزنی،که دورِ تو می گشت! لیاقتت همین...

مادر نامت را که می نویسمقلم می لرزددل می لرزدجهان آرام می شو...

باد پاییزی ؟ کاش خدا بودم نسیم خنک اول مهر میشدم که بپیچم ل...

باد پاییزی ؟ کاش خدا بودم نسیم خنک اول مهر میشدم که بپیچم ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط