{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اوه مای شامپاین

اوه مای شامپاین🍷💜
𝖕𝖆𝖗𝖙²¹
𝓞𝓱 𝓶𝔂 𝓬𝓱𝓪𝓶𝓹𝓪𝓰𝓷𝓮🍷💜


[(فردا)]
جینا و جیمین بیدار شدن و صبحانه خوردن
جیمین: جینا امروز باید گزارش اون مرتیکه ی عوضی رو بدم، آماده شو باید بامن بیای
جینا لباساشو پوشید و با جیمین رفت
[(ایستگاه پلیس)]
جیمین و جینا رفتن داخل
جینا خواست همه چیزو توضیح بده ولی خجالت میکشید
جیمین برای پلیس تعریف کرد که سه نفر بودن و به دخترا تجاوز میکردن
پلیس رو به جینا کرد و جینا با بغض گفت: درسته
پلیس: به زودی تحقیقات رو شروع میکنیم فقط باید آدرس اون خونه رو بدین
جینا آدرسو گفت و پلیس گفت: از دو روز دیگه میتونیم دنبالش بگردیم
جیمین و جینا رفتن خونه
جیمین: جینا باید خودمون دنبالش بگردیم، من دیگه نمیتونم تحمل کنم،خودم باید اون مرتیکه رو بکشم
جینا: جیمین مگه نشنیدی تا دو روز دیگه میرن دنبالشون،یک ماه تحمل کردی حالا این دو روزم روش، چیزی نمیشه که
جیمین: گفتم که نمی‌تونم تحمل کنم، همین امروز باید بریم دنبالش، تو همینجوریش هم کمبود وزن داشتی، بعد اینکه گم شدی ۱۰ کیلو کم کردی، پریودم که نمیشدی و الان دیگه اصلا امکان نداره پریود بشی، من دیگه صبرم لبریز شده باید بریم دنبالش
جینا:باشه میرم آماده شم
[(خونه ی نامجون)]
نامجون همه ی وسایلو می‌زد میشکوند و عصبی بود
نامجون:این دختره ی لعنتی کجااااااااستتت
دیدگاه ها (۰)

اوه مای شامپاین🍷💜𝖕𝖆𝖗𝖙²²𝓞𝓱 𝓶𝔂 𝓬𝓱𝓪𝓶𝓹𝓪𝓰𝓷𝓮🍷💜نامجون:این دختره ی ل...

اوه مای شامپاین🍷💜𝖕𝖆𝖗𝖙²³𝓞𝓱 𝓶𝔂 𝓬𝓱𝓪𝓶𝓹𝓪𝓰𝓷𝓮🍷💜[(زمان حال)]جینا:جیم...

اوه مای شامپاین🍷💜𝖕𝖆𝖗𝖙²⁰𝓞𝓱 𝓶𝔂 𝓬𝓱𝓪𝓶𝓹𝓪𝓰𝓷𝓮🍷💜(ویو جیمین)جینا کامل...

اوه مای شامپاین🍷💜𝖕𝖆𝖗𝖙¹⁹𝓞𝓱 𝓶𝔂 𝓬𝓱𝓪𝓶𝓹𝓪𝓰𝓷𝓮🍷💜نامجون: هی شی وو(اسم...

ات ویو پاشدم با جیمین و جینا اماده شدیم رفتم دوباره خرید خری...

۳ عاشق پارت۲ راوی: ا/ت همین که از کلاس اومد بیرون به سمت خ...

نام:وقتی پسر داییت بود و بعد از ۱۵ سال دیدیش پارت:آخربعد از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط