{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اوه مای شامپاین

اوه مای شامپاین🍷💜
𝖕𝖆𝖗𝖙²²
𝓞𝓱 𝓶𝔂 𝓬𝓱𝓪𝓶𝓹𝓪𝓰𝓷𝓮🍷💜


نامجون:این دختره ی لعنتی کجااااااااستتت
.
.
نامجون: پیداش کنم خودم میکشمششش
شی وو: آروم باش داداش. تا الان که کاری نکرده، حتما دیگه یادش رفته
نامجون: اون دوست پسر داره پس حتما پسره یکاری میکنه، یه حسی بهم میگه امشب قراره یه اتفاقی بیوفته، شی وو اون تفنگ من کو؟
[(یک هفته پیش)]
(امارت جیمین)
جینا تنها توی اتاقش خواب بود که گوشیش زنگ میخوره
شماره ی ناشناس بود
جینا جواب داد
جینا: الو!؟
نامجون:پس زنده ای..
ترس تمام وجود جینا رو گرفت
نامجون: خودم میکشمت.. هم تو و هم اون پسره رو.. فکر کردی میتونی فرار کنی..؟ اگه بخوای کاری کنی میکشمت.. درباره این تماس به کسی نگو..
جینا گوشی رو قطع کرد و از اتاق رفت بیرون
از ترس رفت توی آشپزخونه پیش یکی از خدمتکارا وایستاد
جینا:ببخشید نمیدونی جیمین کجاست؟
خدمتکار: ایشون رفتند بیرون برای خرید
جینا:آ..آ..آها
دندون های جینا از ترس میلرزیدن
خدمتکار: خانم اتفاقی افتاده؟
جینا:ن..نه فقط خواب خیلی بدی دیدم.. میشه برام یه لیوان آب بیاری؟
خدمتکار: البته..
دیدگاه ها (۰)

اوه مای شامپاین🍷💜𝖕𝖆𝖗𝖙²³𝓞𝓱 𝓶𝔂 𝓬𝓱𝓪𝓶𝓹𝓪𝓰𝓷𝓮🍷💜[(زمان حال)]جینا:جیم...

اوه مای شامپاین🍷💜𝖕𝖆𝖗𝖙²⁴𝓞𝓱 𝓶𝔂 𝓬𝓱𝓪𝓶𝓹𝓪𝓰𝓷𝓮🍷💜از ماشین اومدن بیرون...

اوه مای شامپاین🍷💜𝖕𝖆𝖗𝖙²¹𝓞𝓱 𝓶𝔂 𝓬𝓱𝓪𝓶𝓹𝓪𝓰𝓷𝓮🍷💜[(فردا)]جینا و جیمین...

اوه مای شامپاین🍷💜𝖕𝖆𝖗𝖙²⁰𝓞𝓱 𝓶𝔂 𝓬𝓱𝓪𝓶𝓹𝓪𝓰𝓷𝓮🍷💜(ویو جیمین)جینا کامل...

۳ عاشق پارت۲ راوی: ا/ت همین که از کلاس اومد بیرون به سمت خ...

۳ عاشق پارت ۳ ویو ا/ت: رسیده بودیم به بار از ماشین پیاده شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط