{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی وارد صحنه شدن مدتی بعد چندین تابلو دیدن که درمورد ات

وقتی وارد صحنه شدن مدتی بعد چندین تابلو دیدن که درمورد ات بود با یه پسره.
کوک با خودش گفت که حتما فتوشاپه.
بعد از کنسرت هم هیچی نگفت چند روز گذشت و توی همه ی پیچ ها و گوگل و..
فیلم واضح ات با سانگ بود..که سانگ ات رو میبوسید.
کوک: ات میشه حرف بزنیم
ات: چی شده
کوک: این فیلم رو دیدی؟
ات: کدوم
کوک: این دختر که سانگ رو میبوسه....خیلی شبیه توعه
ات: کوک بس کن...
کوک: ات جوابمو بده....اگه تو نیستی فقط بگو این من نیستم.
ات:...این من نیستم....تو بهم اعتماد داری دیگه؟
کوک: اره....
ات رفت لباس ها رو از لباسشویی برداشت و برد تا پهن کنه
کوک: خوشحالم که تو نیستی
دیدگاه ها (۵)

ات بعد از پهن کردن لباسا گفت: بازم فکرت به این موضوع درگیره؟...

ات با تعجب گفت: سانگ چی میگی؟ کوک : ات درسته؟ات: سانگ بگو که...

جیمین چند دقیقه بعد اومد. با خودش داروی تب و پریود و سوپ آما...

چند دقیقه بعد وقتی کوک به اوج رسیده بود ات کوک رو ول کرد و گ...

ات دیگه توان باز نگه داشتن چشماشو نداشت و اون فرد آن افراد. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط