وقتی وارد صحنه شدن مدتی بعد چندین تابلو دیدن که درمورد ات
وقتی وارد صحنه شدن مدتی بعد چندین تابلو دیدن که درمورد ات بود با یه پسره.
کوک با خودش گفت که حتما فتوشاپه.
بعد از کنسرت هم هیچی نگفت چند روز گذشت و توی همه ی پیچ ها و گوگل و..
فیلم واضح ات با سانگ بود..که سانگ ات رو میبوسید.
کوک: ات میشه حرف بزنیم
ات: چی شده
کوک: این فیلم رو دیدی؟
ات: کدوم
کوک: این دختر که سانگ رو میبوسه....خیلی شبیه توعه
ات: کوک بس کن...
کوک: ات جوابمو بده....اگه تو نیستی فقط بگو این من نیستم.
ات:...این من نیستم....تو بهم اعتماد داری دیگه؟
کوک: اره....
ات رفت لباس ها رو از لباسشویی برداشت و برد تا پهن کنه
کوک: خوشحالم که تو نیستی
کوک با خودش گفت که حتما فتوشاپه.
بعد از کنسرت هم هیچی نگفت چند روز گذشت و توی همه ی پیچ ها و گوگل و..
فیلم واضح ات با سانگ بود..که سانگ ات رو میبوسید.
کوک: ات میشه حرف بزنیم
ات: چی شده
کوک: این فیلم رو دیدی؟
ات: کدوم
کوک: این دختر که سانگ رو میبوسه....خیلی شبیه توعه
ات: کوک بس کن...
کوک: ات جوابمو بده....اگه تو نیستی فقط بگو این من نیستم.
ات:...این من نیستم....تو بهم اعتماد داری دیگه؟
کوک: اره....
ات رفت لباس ها رو از لباسشویی برداشت و برد تا پهن کنه
کوک: خوشحالم که تو نیستی
- ۳۱.۲k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط