{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☆چند پارتی اومه میا

☆چند پارتی اومه میا
پارت سوم (اخر)☆

ا.ت سرش رو برگرداند و زمزمه کرد بو.سه...
اومه لبخند گرمی زد و اروم به طرف ا.ت رفت اما بجای لب هاش پیشانی اش را بوسید ا.ت متعجب نگاش کرد
خورشید داشت غروب میکرد و لحضه ای فوق العاده ساخته بود
اومه با لحنی گرمتر از خورشید گفت: جولیت(ژولیته یا جولیت؟ نمیدونم) عزیز من به نظرت بهتر نیست بجای اینجا بریم جایی که بتونم بالا رفتن ضربان قلبت و سرخ شدن گونه هات رو با لذت تماشا کنم؟
ا.ت که سرخ تر از همیشه بود با لخندی اروم گفت :با کمال میل رومئو ی عزیزم
و بعد انها به سمت خونه ی اومه را افتادن....
☆پایان☆
دیدگاه ها (۱۶)

خب از سر بیکاری منم ازینا گذاشتم هرچی دوست دارید ازم بپرسید ...

پاسخ سوالای قشنگتون

☆چند پارتی اومه میاپارت دوم☆اومه خم شد تا ا.ت رو ببو.سد که ن...

{haiku scenario}

‹My•Darling›.۱۲مایکی با چهره ناخوانا : کن_چین میدونه؟ا/ت : ن...

"Akrasia"part ¹²...پرید بالا .... توپ توی بغلش بود که گرمی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط