{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☆چند پارتی اومه میا
پارت سوم (اخر)☆

ا.ت سرش رو برگرداند و زمزمه کرد بو.سه...
اومه لبخند گرمی زد و اروم به طرف ا.ت رفت اما بجای لب هاش پیشانی اش را بوسید ا.ت متعجب نگاش کرد
خورشید داشت غروب میکرد و لحضه ای فوق العاده ساخته بود
اومه با لحنی گرمتر از خورشید گفت: جولیت(ژولیته یا جولیت؟ نمیدونم) عزیز من به نظرت بهتر نیست بجای اینجا بریم جایی که بتونم بالا رفتن ضربان قلبت و سرخ شدن گونه هات رو با لذت تماشا کنم؟
ا.ت که سرخ تر از همیشه بود با لخندی اروم گفت :با کمال میل رومئو ی عزیزم
و بعد انها به سمت خونه ی اومه را افتادن....
☆پایان☆
دیدگاه ها (۱۱)

قضیه ی این ارت

عامم اره من روی استنلی اسنایدر از انیمه دکتر استون کراشم و ا...

☆چند پارتی اومه میاپارت دوم☆اومه خم شد تا ا.ت رو ببو.سد که ن...

علت نبودنم

"سرنوشت "فصل ۲p,25...ا/ت : هوم .....نینی ساکت شد ...اروم بغل...

رمان عضو هشتم بی تی اس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط