{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

『روانی عاشق』

『روانی عاشق』
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟐𝟏
میا سریع درو باز کرد که یهو جیمین و کوک افتادن روی هم
+اییی پاشووو
*تو روی من افتادی به من میگی پاشو
کمرممم
میا و سوفیا::(جر خوردن)
*عه پاشو دیگه
+پاشدم
جونگکوک از روی جیمین بلند شد...
*اخخ
_(خنده*)
+چرا میخندی
_خیلی خوب افتادین
*ایشش
....
دینگگگگ( گوشی کوک زنگ خورد )
^الو زود باش بیا شرکت
+چرا
^میفهمی به بقیه هم زنگ بزن
+باشه
....
+جیمین تهیونگ میگه بریم شرکت
*دیگه چرا
+نگفت
*خب پس بریم...
....
جونگکوک که اماده بود
میا و جیمین هم اماده شدن شدن و هر سه تاشون رفتن شرکت...
.... ویو شرکت....
^قربانی......«جایی که قربانی هست»و جونگکوک و میا در خونش رو بزنن تا از خونه بیاد بیرون که یهو نامجون و یونگی میگیرنش بعد بیارینش( جایی که قراره قربانی ببرن )
همه::چشم
^ساعت ۷ منتظرتونم
همه ::بله حتما
^خسته نباشید میتونید برید...
....
خونه ی جیمین...
_جیمین
*هوم؟؟
_به نظرت قربانی کیه
*نمیدونم
_هوفف...
....
پرش به شب˙∘•
همه اماده شدن و رفتن به مکانی که تهیونگ بهشون گفت...
...
جونگکوک در خونه رو زد...
قربانی:: کیه
+اقا یه لحظه درو باز میکنی
قربانی::چرا باید باز کنم
+چون کارتون دارم
قربانی::پلیسی
+نه چرا باید پلیس باشم اخه یه فقیرم میخوام بهم کمک کنید
قربانی::«درو باز کرد که یهو میا شوکه شد »
قربانی::م.. م... می.. میا
....
نامجون کیسه رو کشید سر قربانی و یونگی قربانی گرفت...
....
میا از دیدن قربانی خیلی شوکه شد چون...
....
ادامه دارد..
دیدگاه ها (۲۲)

اینم پارت ۲۰ تا برم یه پارت دیگه بنویسم

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟏𝟗*اینا چیه ؟+عامم اینارو براتون گرفتم باها...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟏𝟑میا از اتاق رفت بیرون و دید که جیمین چند ...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_ 𝟑میا روی تخت خوابید و پسر شکم میا رو ماساژ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط