{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سانحــه عِـــشق:

سانحــه عِـــشق:
#پارت1
تکیه داده بودم به درخت و از توی سبدِ حصیری که دستم بود توت میخوردم . صدای پای اسب باعث شد سرم و به عقب برگردونم ، اوه چه جیگریه مامانش فداش بشه.
پسر از اسب سفید پیاده شد و به طرف من اومد دستم رو توی دستش گرفت و به طرف اسب کشوند. آهنگ پلنگ صورتی پخش شد.
من و بلند کرد و روی اسب نشوند.
صدای آهنگ پلنگ صورتی بیشتر و بیشتر  میشد . داشتم از جایی پرت میشدم.
شروع کردم به دست و پا زدن ، افتادم و سرم به زمین برخورد کرد . از خواب پریدم .
چشمام و باز کردم ، هنوز صدای آهنگ پلنگ صورتی میومد .
عجب خوابی بود شاهزادم اومده بود دنبالم.
گوشیم داشت خودش و میکشت ، عکس ساناز روش خودنمایی میکرد سریع برش داشتم و دکمه سبز رو کشیدم.
-ای تو روحت ساناز خواب بودم چه مرگته؟

-هوی درست صحبت کن ، خبرت خواب بودی ؟ آماده شو دیگه ، چند دقیقه دیگه خونتونم مهسا هم آماده ست الان باهم میایم اونجا.

-مرده شور دوتاتون و ببرن.
گوشی رو قطع کردم . پتویی که دورم جمع شده بود و باز کردم و پرت کردم رو تخت .
به طرف دستشویی رفتم و صورتم رو شستم . مسواک زدم و رفتم تو کمد یه مانتوی مشکی بلند با شلوار لی و شال آبی انتخاب کردم و پوشیدم .
در باز شد و مهسا و ساناز اومدن داخل .



#ادامه دارد....
دیدگاه ها (۹)

سانحــه عِـــشق:#پارت2_ سلام دوستاممهسا_آوا هنوز حاضر نشدی؟ ...

#پارت3مهسا_ بزار برسیم بعد _ به تو چه دراز کشیدم ، پاهامو آو...

سانحــه عِـــشقژانر : طنز ، هیجانی همیشه پارت داریم...https:...

😊 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😍 😚 😚 😚 😚 😚 😚 😚 😚 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 💜 ...

Enemys Embrsce [ part ادامه ۳۴ ]

پارت ۲ ویو ا.ت با صدای آزار دهنده ی زنگ ساعت گوشیم ، دستم رو...

the first lie

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥part 161تنها کاری که تونستم...

My nurse

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط