{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو ات

ویو ا‌ت:
همینطور که توی شوک بودم جونگکوک اومد سمت من و یهو دستمو کشید و از روی مبل بلندم کرد
جونگکوک:فعلا
ا.ت:چیکار می‌کنی دستم رو ول کن کنده شد
ویو ا.ت:
اصلا به حرفم گوش نکرد همینطور منو میکشید. تا جایی که دیگه تاقط نیاوردم و جیغ زدم
ا.ت:ولم کن عوضی(داد)
جونگکوک:عوضی؟(آروم وای حرصی)
جونگکوک: من عوضی ام یا تویی که خودتو میچسبونی به این و اون(داد)
ا.ت:حرف دهنتو بفهم(عربده)
جونگکوک:اگه نفهمم(داد)
ا.ت:واقعا آنقدر بیشعوری که نمی‌فهمی با یه خانوم چطوری رفتار کنی(داد)
جونگکوک:از اول هم میدونستم هرزه ای(داد)
ویو ا.ت:
بعد از این حرفش که زد یهو یه طرف صورتم سوزش خیلی بدی کرد در حدی که گوشم سوت کشید مثل همیشه انتظارشو داشتم همینطور که سرم پایین بود یواش یواش چشمام تار شد نمیدونم چرا ولی برای اولین بار میخواستم کنارش گریه نکنم همینطور آروم آروم رفتم کنار ماشین و سوار شدم سرم پایین بود و ساکت بودم که نمی‌دونم چی شد که رسیدم یعنی انقدر که ذهنم درگیر بود ندونستم کی رسیدیم همینکه پیاده شدم و داشتم میرفتم یهو جونگکوک گفت
جونگکوک:حالا برای من آبغوره نگیر
ا.ت:....
جونگکوک:برو وسایل هاتو جمع کن برای من هم یه تعطیلات لازمه میریم
ا.ت:واقعا حدی میگی ؟؟(ذوق)
جونگکوک:مکه من با تو شوخی دارم
ویو ا.ت:
نمی‌دونم چی شد که یهو پریدم بغلش و بوسیدمش
بعد به سمت خونه دوییدم وقتی به اتاقم رسیدم تازه ویندوزم بالا اومد که چه گروهی خوردم
ویو جونگکوک:....
ادامه دارد
دیدگاه ها (۲)

بچه ها بهم یه فیک معرفی کنید در باره ی ازدواج اجباری یا قلدر...

بچه ها اگه بالای ۳ تا فیک بهم معرفی کنید دو پارت میزارم

ویو جونگکوک:احساس میکنم که یواش یواش دارم عاشقش میشم همینطور...

،هوانگ این یوپپسری شیطون که همسن جین هستشاز بچگی با ا.ت و جی...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁵⁷اروم تو راه رو عمارت راه میرفتم... تمام ف...

فیک مافیای سیاه من part 1

پارت ۲ فیک مرز خون و عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط