کپشن

#کپشن👀
من چه گناهی کرده ام ؟!
که از میانِ این همه آدم ؛
عاشقِ تویی شده ام که عشق را نمی فهمی ...؟
فاصله میگیری ... اما تمامش نمی کنی ...!
این تراژدی برایت لذت دارد بی رحم ؟!
این همه آدم هست که من عاشقشان نیستم ...
این همه تو نیستی ... که منِ بیچاره عاشقت مانده ام ...
دست خودم نیست ...
اگر بود ... عاشقت نمی ماندم ... !
خواستنت ... جز حسرت برایم چیزی نداشت ...
چه کافه ها که از کنارشان با هزار و یک آه ، گذر نکردم ...
من هم دوست داشتم مثل اینهمه آدمِ خوشبخت ، کسی را داشتم که عاشقش بودم و او ... "بیشتر" عاشقم بود ... !
غروب ها ... دلم که می گرفت ... مرا به کافه ی شهر میبرد ... روبه روی هم می نشستیم ...
آن قدر عاشقانه مرا نگاه می کرد که قهوه ام در دستانم سرد می شد ...
کسی که هربار... مرا به نام کوچکم و آن میمِ قشنگِ انتهایش صدا میکرد و قند در دلِ هردویمان آب میشد ...
کسی که "تو" .. هیچوقت نخواهی بود ...
دوست داشتنت ، مرا از تمام فرصت های عاشقانه محروم کرد ...
حق من نبود با عاشقِ تو شدن ، در حسرتِ تمامِ عاشقانه های جهان بمیرم ...
#mhsa
دیدگاه ها (۱)

🌱🍃🌱ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را باز گم کردم ز شادی دس...

#دلنویس_۱🙃دکتر عزیز اینبار نمیتوانم بگویم کجای بدنم درد میکن...

#کپشن👀گذر زمان اصلا خوب نیسترابطه های سرد، تبدیل به صمیمیت م...

#کپشن👀کاش غم هامو یجایی قایم کنم و بعدش یادم بره کجا گذاشتمش...

به او گفتم تو مرا دوست نداری، هیچوقت دوست نداشتی. جواب داد: ...

عشق من... من تورا آنچنان دوست داشتم که باورت نمیشد...اگر میت...

وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،دیگر چه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط