{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی قاب خیس این پنجره ها

توی قاب خیس این پنجره ها
عکسی از جمعه ی غمگین می بینم
چه سیاهه به تنش رخت عزا
تو چشماش ابرای سنگین می بینم
داره از ابر سیاه خون می چکه
جمعه ها خون جای بارون می چکه
نفسم در نمی آد
جمعه ها سر نمی آد
کاش می بستم چشامو
این ازم بر نمی آد
داره از ابر سیا خون می چکه
جمعه ها خون جای بارون می چکه
عمر جمعه به هزار سال می رسه
جمعه ها غم دیگه بی داد می کنه
آدم از دست خودش خسته می شه
با لبای بسته فریاد می کنه
داره از ابر سیا خون می چکه
جمعه ها خون جای بارون می چکه
جمعه وقت رفتنه
موسم دل کندنه
خنجر از پشت می زنه
اون که همراه منه
داره از ابر سیا خون می چکه
جمعه ها خون جای بارون
دیدگاه ها (۱)

تنها باش ولی تنهایی را به کسی پیشنهاد نکن شاید آن یاری که با...

بی‌رحم‌ترین معادله دنیاست ! که هر قدر بیشتر دوستش داشته باشی...

بگو اره تو

یه صبح سگی تعریف می کنه پاورقیزندگی چنیمه کلمه سرخ می شه تو ...

گذشته و خانوادهخاندان: تِنِبریسقدمت خاندان: بسیار قدیمی و مر...

my snow❄️#my_snowPT31ویو یونهو:همون لحظه که در باز شد....اول...

اومدم جادو های الیشیا رو بگماصلی ترینش ماه خاموش: ی ماه سیا...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

### پارت ۸: خنجرِ پنهان در تاریکیبارون به شدت به شیشه‌هایِ ع...

آرت مخصوص خودم این آرت منه این آرت رو بر اساس خودم کشیدم پس ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط