{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز داشتم نذری پخش میکردم

دیروز داشتم نذری پخش میکردم
در یه خونه رو زدم
دخترهمسایمون آمد جلو در
نذری رو برداشت تو چشام نگاه کرد
با لبخند گفت انشاالله هر چی حاجت داری بهش برسی
منم نامردی نکردم با نگاه خاصی گفتم من فقط یه حاجت دارم
دختر چشاش گرد شد، داش از حدقه بیرون میزد... گفت خوب چیه؟
منم یکم مکث کردم با لبخند و پته پته گفتم: آزادی مردم مظلوم فلسطین و غزه...

آخ دختره سوخت
آخ حال کردم

ولی نمیدونم چرا دیگه محلم نمیده !! خخخخ
دیدگاه ها (۳)

ریا نباشه ولی من نون آور سه تا خونواده هستم.......البته ببخش...

ﺗﻮ ﺭﺍﻫﺮﻭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﺑﻪ ﯼ پسرﻩ ﺟﺰﻭﻩ ﻫﺎﺵ ﺭﯾﺨﺖ ﺯﻣﯿﻦ !ﯾﻬﻮ پسر...

پیر منم جوان منم تیر منم کمان منم من نه منم نه من منم من...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

#in_your_eyespart_9۱ویو کایلا آروم چشمامو باز کردمچند ثانیه ...

اسم فیک : اون واسه منهp62ویو اتسریع وسایلامو جمع کردم و بعد ...

مهمونی پارت ۴۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط