{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادم میاد یه بار وقتی تو نقاشی پاییز زیر بارون برگ های رن

یادم میاد یه بار وقتی تو نقاشی پاییز زیر بارون برگ های رنگارنگ بودیم بهم گفتی:
سوت بزن سراغت بیام
زنگ بزن پیشت بیام
صدایم کن بیام
بال بزن برایت بیام
تو فقط بخواه من با جان ودل میام.......

حالا میشود عذرخواهی کنم تابازم بیای
بزرگواری کن فقط بزار برای آخرین بار بگوییم
"موشی کوشی؟!"
J.M♧♡
دیدگاه ها (۱)

The White Midnight** — نیمه‌شبِ سپیدPart:1کوک:وایی مردم +مثل...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

دوست دختر کوچولوی من

《وقتی باهاش قهر بودی ولی...》پارت ¹ویو ا/توایییی... 😑دو روز پ...

ترجمه خلاصه لایو جونگکوک🐰 🐰: (کامنتو میخونه) ها؟ کامنت جیمین...

P32_ات..کافیه...چرا باید با اون بریزم رو هم...+....._....ات....

پارت ۱۴ رویای من(اگه پارت ها رو دیر میزارم ببخشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط