{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگ

مادربزرگ
همیشه انبوهی رختخواب داشت
که خیلی وقتها
زمین بازی کودکی هایمان بود
وقتی میگفت شب بمانید
واقعی بود
حرف نبود
تعارف نبود ..
یاد قدیم ها بخیر...
دیدگاه ها (۱)

زمانی تلفن کم بوداما آدمهای زیادی بودندکه بهشان زنگ بزنیم وی...

صغرﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﻤﺴﺎﯾﻤﻮﻥﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮔﻮﺍﻫﯽ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺩ ﺷﺪﻩ تا ﺁﺧﺮ ﻋﻔﻮ...

رفتم آلمان،دیدم عجب کشوریه !گفتم تف به این زندگی!یه دفه۷ یور...

۲۴ آبان، روز کتاب و کتابخوانی مبارک! 📚 ☺ ️

عشق بعد از تنفر part 8+گوشیم رو ورداشتم و دیدم دختر خالم(دین...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.33(از زبون نویسنده)ا.ت بل...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.28(از زبون نویسنده)پیاده‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط