کاش میشدکوچک میشدیم ...
کاش میشدکوچک میشدیم ...
درکودکی:پاکن هایی ز پاکی داشتیم...
یک تراش سرخ لاکی داشتیم ...
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت...
دوشمان از حلقه هایش درد داشت...
گرمی دستانمان از آه بود...
برگ دفترهایمان از کاه بود...
تا درون نیمکت جا میشدیم...
ما پر از تصمیم کبری میشدیم...
با وجود سوز و سرمای شدید...
ریزعلی پیراهنش رامیدرید...
کاش میشد باز کوچک میشدیم ...
لااقل یک روز کودک میشدیم...
درکودکی:پاکن هایی ز پاکی داشتیم...
یک تراش سرخ لاکی داشتیم ...
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت...
دوشمان از حلقه هایش درد داشت...
گرمی دستانمان از آه بود...
برگ دفترهایمان از کاه بود...
تا درون نیمکت جا میشدیم...
ما پر از تصمیم کبری میشدیم...
با وجود سوز و سرمای شدید...
ریزعلی پیراهنش رامیدرید...
کاش میشد باز کوچک میشدیم ...
لااقل یک روز کودک میشدیم...
- ۲.۲k
- ۱۹ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط