{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش میشدکوچک میشدیم ...

کاش میشدکوچک میشدیم ...

درکودکی:پاکن هایی ز پاکی داشتیم...
یک تراش سرخ لاکی داشتیم ...
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت...
دوشمان از حلقه هایش درد داشت...
گرمی دستانمان از آه بود...
برگ دفترهایمان از کاه بود...
تا درون نیمکت جا میشدیم... 
ما پر از تصمیم کبری میشدیم...
با وجود سوز و سرمای شدید...
ریزعلی پیراهنش رامیدرید...
کاش میشد باز کوچک میشدیم ...
لااقل یک روز کودک میشدیم...
دیدگاه ها (۹)

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در کودکی:
پاکن هایی ز پاکی داشتیم،یک تراش سرخ لاکی داشتیم،کی...

در کودکی: پاکن هایی ز پاکی داشتیم،یک تراش سرخ لاکی داشتیم،کی...

در کودکى : پاکن هایی ز پاکى داشتيم,يک تراش سرخ لاکى داشتيم,ک...

پاکن هایی ز پاکی داشتیمیک تراش سرخ لاکی داشتیمکیفمان چفتی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط