{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ف۲ پ ۴۲

ف۲ پ ۴۲

لبخند تلخی زد یونا بارها خودش رو سرزنش می‌کرد که چرا هنوز جیمین رو بابا صدا می‌کنه ولی نمی‌تونست بابا صداش نکنه ....... چون از همون لحظه که تصمیم گرفته بود اسم بابا رو روی جیمین بزاره می دونست که هیچ وقت نمی‌تونه ازش فرار کنه نفس عمیق کشید و از جاش بلند شد نمی‌خواست به این زودیا به اونا فرصت بده ولی نمی‌خواست اون قدم طولانیش کنه پس لحنش رو تلخ کرد و به جی هوب گفت
+ داداش من بهت فرصت دادم که بری پیش اونا و تو نرفتی و اینکه کی من بخوام به اونا فرصت بدم نامعلومه پس امیدوارم تا ته ماجرا باهام باشی وقتی که رفتم پیششون
جیهوب که می‌دونست یونا این لحنو برای این استفاده کرد که دلتنگیشو نشون نده لبخندی زد و سری تکون داد تا یونا از اتاق خارج شه و بعد به سرعت سمت لپ تاپش رفت و با باز کردنش اشک اعضا رو دید
_هی هی چرا دارین گریه می‌کنین؟
تهونگ که بغض گلوش رو گرفته بود رو به جیهوب گفت
_اون هیچ وقت قرار نیست به ما فرصت بده _من واقعاً دلم براش تنگ شده حیف که نمی‌تونستم ببینم چقدر بزرگ شده
یونگی تنها کسی بود که اونجا آروم بود رو به همشون غر زد
_من که بهتون گفتم رفتاراش دلتنگی رو نشون می‌داد این کاراش فقط مسخره بازی و لجبازیه خودتونم می‌دونین دختر لجبازیه
جیهوب حرف‌های یونگی رو تایید کرد توی این حین نامجون حرفش رو زد
_موادی که توی مراسم بود دست یوناست؟
_آره
جیهوب مخاطب به نام جون گفت
_و نمی‌دونه باهاش چیکار کنه؟
_می‌تونی یه طوری قانش کنی که ما مثلاً یه بهونه‌ای داریم یا یه نقشه‌ای داریم برای اینکه اون مواد رو بتونه بفروشه؟ .... چونکه واقعاً داریم و از یه طرف دیگه هم می‌تونیم اون مواد رو بفروشیم و هم یه سری اطلاعات به دست بیاریمو
جونگ کوک با ذوق گفت
_اعتماد یونا رو هم جلب کنیم
نامجون نگاهی به جونگ کوک کرد
_آره و اعتمادشو جلب کنیم
_خوب نقشه چیه؟
اینو جیهوبی گفت که می‌خواست رسیدن به برادراش هرچه زودتر اتفاق بیفته
.............
انیس که تحقیقاتش رو در مورد پرنسس ملینا تموم کرده بود بالاخره یونا رو به اتاقش دعوت کرد یونا با بی‌حالی روی صندلی نشست تا انیس حرفاش رو شروع کنه
+یه نفرو پیدا کردم که به این مواد ربط داره یه جورایی میشه گفت که قبلاً برای به دست آوردنش کلی تلاش کرد اما نتونسته بهش میگن پرنسس ملینا به خاطر اینکه پدرش بزرگترین مافیای مواد مخدره این لقبو بهش دادن
یونا اخمی کرد
+پس باید از این بچه لوسا باشه
+نه اتفاقاً یه اسم دیگش که بین مردم معروفه دختر خونینه چون با عصبانیتش دنیا رو نابود میکنه
یونا پوزخندی زد
+پس بریم دنبال این دختر خانوم چون قطعاً اونم دنبال ماست
.........
لیوان روی زمین افتاد و خورد و خاک شیر شد..........

لذت ببرین :)
دیدگاه ها (۴۴)

سلااام من زنده شدم و دست پر اومدم میدونم یکم شاکی هستین ولی ...

ف۲ پ ۴۴یونا*به لیلی نگاه میکردم ....انگار خود بچگی هام رو دی...

ف۲ پ۴۱یونا به آرومی وارد اتاق شد+اومدم که این بانداژه رو باز...

ف۲ پ۳۹+ ادوارد؟ دوربینای سالن رو دارم _باشه باشه انیس خنده ا...

سناریو مایکی (زمان تومان)درخواستی سوا دختری پر هیجان و به مو...

☆پسر بد☆☆_bad boy_☆Part: 25ویو یونا. چشمامو باز کردم. باز یه...

استاد اخمو ۳۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط