نیمه از شب رد شده دل بیقراری میکند
نیمه از شب رد شده دل بیقراری میکند
چشم من در خواب ناز بازم خماری میکند
هرچه میگویم بخواب بازم حریفش نیستم
چشمها را بسته ام بازم نگاهم میکند
چشم دل را کی توان بست و ندیدن یار را
هرچه میگویم بدل بازم تمرد میکند
چشم و دل باهم گلاویزندو نا فرمان شدند
خواب از چشمم گرفته بیقراری میکند
چشم من در خواب ناز بازم خماری میکند
هرچه میگویم بخواب بازم حریفش نیستم
چشمها را بسته ام بازم نگاهم میکند
چشم دل را کی توان بست و ندیدن یار را
هرچه میگویم بدل بازم تمرد میکند
چشم و دل باهم گلاویزندو نا فرمان شدند
خواب از چشمم گرفته بیقراری میکند
- ۱.۶k
- ۱۵ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط