{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی فکر می کردم که اگر او را با غریبه ای ببینم

روزی فکر می کردم که اگر او را با غریبه ای ببینم
شهر را به آتش می کشم
اما
اما امروز حاضر نیستم شمعی روشن کنم
تا ببینم او کجاست…!
دیدگاه ها (۲)

بچه ها خونه ی جدیدمون استخر هم داره جای همگی خاااالی...

کفشام خوشگله ؟؟؟؟؟؟تازه خریدم... مبارکم باشه

مگه داغونتر از اینم میشم... داغ بزرگی رو دلم موند...چطوری فر...

داغونم...یه چیزی دیدم که کاش میمردم و نمیدیدم میخواستم نبینم...

من همون ادمیم که هیچوقت مینی کمیک هاشو تموم نمیکنع 🥹💔🥀سارا چ...

#گل رز و خار پارت پنج بعد از اینکه خدمتکار ها من رو گذاشتن ر...

#گل رز و خار پارت سوم ترسیده بودم ، اون برای چی اینجاست پدرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط