{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست از زدن تهیونگ برداشتن و اومدن سمت من

دست از زدن تهیونگ برداشتن و اومدن سمت من
پسره :هه کوچولو انگار منو نمیشناسی کسی جرئت نداره با من حرف بزنه چه برسه که داد بزنه
ات:برام مهم نیست که تو کی هستی همین الان تهیونگ رو ول کن
پسره: زبونتم ک درازه ..... بزنید ش

اومدن سمتم از اونجایی که من تکواندو کار حرفه ای ام دخل همشونو اوردم و رفتم سمت تهیونگ که از درد مثل جنینی تو خودش پیچیده بود
ات:حالت خوبه؟
تهیونگ:نباید اون کار رو میکردی(سرفه) کای به همین راحتی دست از سرت بر نمیداره
ات:اون عوضی هیچ کاری نمیتونه انجام بده توهم آنقدر تسلیم خواسته هاش نشو جلوش وایسا
تهیونگ:........
نمی دونست چی باید بگه فکنم چیزی نداشت که بگه برای اینکه از این حال درش بیارم گفتم
ات:.........
(ادامه دارد)
نظر یادت نره
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳ بوی خاطرات تو ویوات:ات:اههه ولش کن پاشو پاشو بریم ات...

پارت ۴ رو داخل کامنت مینویسم تا ویسگون دوباره مطلبو حذف نکنه

پارت ۱بوی خاطرات تو ویو تهیونگ :(۳۰ سالشه)داشتم با سورا(براد...

سلام فیک از بی تی اس مینویسم اولین باره میخوام شروع کنم .مم...

#playmate p⁹⁸تهیونگ:بگوجیمین:سه جون و ادماش ...تهیونگ:سه جون...

ددی فاکرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط