{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چشمهایم زل زد و گفت: "با هم درستش می کنیم "...

به چشمهایم زل زد و گفت: "با هم درستش می کنیم "...
چه لذتی داشت این با هم،
حتی اگر با هم هیچ چیزی هم درست نمی شد، حتی اگر تمام سرمایه ام بر باد می رفت، حسی که به واژه ی " با هم " داشتم را با هیچ چیزی در این دنیا معاوضه نمی کردم.
تنها کسی که وحشت تنهایی را درک کرده باشد، می تواند حس من را در آن لحظات درک کند.
دیدگاه ها (۱)

این که دور باشییا نباشییا حتی زبانم لال ..دوستم نداشته باشیا...

ببین عاشقم شدم ای رهگذرمرا هرجا که شد با خود ببرباورم کنتا ت...

فعلا

🎥 رئیس‌جمهور: به‌جای گیر دادن به هم، نواقص هم را برطرف کنیم....

🎥 رئیس‌جمهور: به‌جای گیر دادن به هم، نواقص هم را برطرف کنیم....

من می خواستم یچیزی بگممن شمارو درک نمی کنم نه واقعا درک نمی ...

گاهی زندگی مثل روزی بارانی می‌ماند که هیچ چیز جز سرپناه موقت...

نزدیکهای اذان مغرب خودمون رو متصل کنیم به خدا... یاعلی رفقا!...

آخرین بحث پارت ۲۱

و دوباره دست به نوشتن برداشتم، چیزی که براش به دنیا اومده بو...

پارت ۳ویو ات:اتاق سرد بود و بوی نم می‌داد. دیگه از اون سقفِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط