آخر ای دوست کجایی ؟ که دگر خسته ترینم
آخر ای دوست کجایی ؟ که دگر خسته ترینم
به خدا بی تو پریشان شده دنیای حزینم
خانه . بی عطر نفس های تو پژمرده و خسته است .
و از اینجا دل من سیر گرفته است
لحظه ای از پس احساس غریبت تو ببینم .
تو نگاهم کن و یک بار صدایم بزن ای دوست . شعله ای هم تو به فانوس نگاهم بزن
ای دوست .
به خدا بی تو پریشان شده دنیای حزینم
خانه . بی عطر نفس های تو پژمرده و خسته است .
و از اینجا دل من سیر گرفته است
لحظه ای از پس احساس غریبت تو ببینم .
تو نگاهم کن و یک بار صدایم بزن ای دوست . شعله ای هم تو به فانوس نگاهم بزن
ای دوست .
- ۳۶۵
- ۰۱ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط