#ارباب_کیم ♣️

#ارباب_کیم ♣️

#پارت_32

+بعد از اینکه غذامون رو خوردیم سوار ماشین شدیم و به سمت ساحل حرکت کردیم.

ویو رسیدن به ساحل.

+هر وقت میومدم ساحل حس خوبی بهم دست میداد.

ــ ساحل رو دوست داری؟

+آهوم

ــ بیا بریم اونجا بشینیم.

+باشه.
کنار تهیونگ روی شن های ساحل نشسته بودم و به دریا زل زده بودم.

ــ ا/ت

+هوم

ــ می‌خوام یه سوال ازت بپرسم درست جوابمو بده.

+باشه

ــ تو جین رو دوست داری؟

+من فق.......

ــ نه جوابمو بده دوستش داری یا نه؟

+نه فقط به چشم برادر بزرگتر اون رو میبینم.

ــ منو چی؟دوست داری؟

+من من
سرمو انداختم پایین.
+اهوم
سرم پایین بود که دیدم تو هوا معلقم.

+داری چیکار می‌کنی الان میفتم.
چیزی نگفت و همینطور که تو بغلش بودم رفت توی دریا و چرخید.

+تهیونگ الان میندازیم.

ــ آخه تو به این کوچولویی رو کی می‌تونه بندازه؟

+من کوچولو نیستم.

ادامه دارد.................♣️
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

پارت پنجــــم -- نکنه با اون دوست دخترش 😭ــ خب رسیدیم ــ رس...

تک‌پارتی تهکوک | «شریک من، بادیگارد من؟»مدیر امنیتی پرونده ر...

چندپارتی تهیونگ

پارت چهارم: خونِ دو خاندانصدای قدم‌ها پشت سرشان نزدیک‌تر می‌...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟒ویو اِریامرد اسلحه رو دوباره بالا آورد...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۵۱ | نقشه‌ی دریا ✦...

تک‌پارتی تهکوک | «عملیات نجات کیک»جونگکوک با قیافه‌ای کاملاً...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟒 ⊹˚₊𐙚 ویو تهیونگ | شرکت، ساعت ۶ عصر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط