جادویی عشق part ۱۷

جادویی عشق part ۱۷

هرچی به این عمارت ناشناس گذايي نزديك تر میشدیم

احساس درد و ترس بیشتری میکردم.

هولم دادن کنار عمارت.... پرت شدم رو زمین و بازوم خورد به پله اش

با درد بازوم رو توی دستم گرفتم و با خشم داد زدم چیکار

میکنین؟ ترس و ناباوری شدیدم رو پشت صداي بلندم قایم کرده بودم اما از باطن داشتم متلاشی میشدم

ناباوري و ترسم اصلا قابل توضیح نبود.

به مردا نگاه کردم که لباسهاي کرمي كثيف و عرق کرده اي به تن داشتن و چکمه هاي بلند کثيف و گلي و پاره و صورت هاي افتاب سوخته...

با تمام وجود داشتم سعی میکردم بفهمم اطرافم چه خبره و چه اتفاقی داره ميوفته ولي..

یکیشون گفت: فك كردي ميتوني بياي دزدي و بعد خودتو

بزني به اون راه؟اره؟ لهجه اش کمی غلیظ بود.

متعجب گفتم چي؟ دزدي؟ چي دارين ميگين؟ من دزد

نیستم.. اون یکیشون با غیض گفت: خفه شو..ما روزي هزارتا مثل

تو رو میبینیم.

و با طناب جلو اومد شروع کرد به بستن دستام تند تند تقلا کردم و داد زدم ولم کنین. ولم كنين عوضياا...

و با لگد زدم تو شکمش..

اون يكي سريع و محکم بازوم رو گرفت و فشار محکمی

داد که دردم گرفت. داد زدم ولم كن حيوون كثيف...

با خشم گفت چه دختر وحشي بي چاك و دهني..

و محکم دستامو با طناب بست.
هرچي به اين عمارت ناشناس کذايي نزديك تر ميشديم

احساس درد و ترس بیشتری میکردم. هولم دادن کنار عمارت....

پرت شدم رو زمین و بازوم خورد به پله اش.

با درد بازوم رو توی دستم گرفتم و با خشم داد زدم:چیکار میکنین؟

ترس و ناباوري شديدم رو پشت صداي بلندم قایم کرده

بودم اما از باطن داشتم متلاشی میشدم. ناباوري و ترسم اصلا قابل توضیح نبود..

به مردا نگاه کردم که لباس هاي کرمي كثيف و عرق کرده اي به تن داشتن و چکمه هاي بلند کثيف و گلي و پاره و صورت هاي افتاب سوخته.

با تمام وجود داشتم سعی میکردم بفهمم اطرافم چه خبره و چه اتفاقي داره ميوفته ولي..

يكيشون گفت: فك كردي ميتوني بياي دزدي و بعد خودتو

بزني به اون راه؟اره؟ لهجه اش کمی غلیظ بود.

متعجب گفتم چي؟ دزدي؟ چي دارين ميگين؟ من دزد
دیدگاه ها (۲)

چند پارتـیــــــــــــــــ🖤ـــــــــــــوقتی باهات بد حرف می...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت7ات:دستاشونو...

سرنوشت پارت(۱۴)

ده یا یازده سالم که بود تو بازی با بچه های فامیل پام گیر کرد...

الماس زیبای من  part³ویو ات:• داشتم  همینطور راه میرفتم که ی...

برده عمارت جئون

چند پارتی

رمان اسیر خان پارت چهارم ۴

{ عشق بی پایان}پارت:۱اوهههه با اینکه این کتاب رو ۱۰۰۰۰۰ بار ...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : three _ منو کار داشتین آقای لی ؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط