{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باد صبا

باد صبا

باد صبا بر گل گذر کن
گل گذر کن
گل گذر کن
از حال گل ما را خبر کن
نازنین ما را خبر کن
با مدعی کمتر بنشین
نازنین ای مه‌جبین
بیچاره عاشق
ناله تا کی
ناله تا کی
یا دل مده یا ترک سر کن
ترک سر کن
شد خون‌فشان چشم تر من
پرخون دل شد ساغر من
ای یار عزیز
مطبوع و تمیز
در فصل بهار
با ما مستیز
آخر گذشت آب از سر من
ببین چشم تر من
ببین چشم تر من

گل چاک غم بر پیرهن زد
پیرهن زد
پیرهن زد
از غیرت آتش در چمن زد
در چمن زد
در چمن زد
بلبل چو من شد در چمن
دستانسرا بهر وطن

دیدی که ظالم
تیشه‌اش را
تیشه‌اش را

آخر به پای
خویشتن زد
خویشتن زد

شد خون‌فشان چشم تر من
پرخون دل شد ساغر من
ای یار عزیز
مطبوع و تمیز
در فصل بهار
با ما مستیز
آخر گذشت آب از سر من

ببین چشم تر من
ببین چشم تر من
دیدگاه ها (۳)

به یاد داری به یاد داری ماه من به یاد داری ماه من که روزگار...

هزاردستان هزاردستان به چمن دوباره آمد به سخن که ای خسته از ...

خسته پر آی به تو مشغول بود خاطر ارباب نظر شده کاسد همه بازا...

ای کبوتر از آشیان کرانه کردی بی سبب چرا ترک آشیانه کردی یادی...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

# فصل دوم: در میانه‌ی طوفانسکوت بعد از اعتراف سینا، سکوتی نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط