بابت تاخیر خیلی خیلی معذرت میخوام
بابت تاخیر خیلی خیلی معذرت میخوام
چندپارتی درخواستی از جونگکوک. P6
ویو ات
صبح با صدای اجوما از خواب بیدار شدم
^دخترم بیدارشو وگر نه ارباب عصبی میشه (نگران)
+چشم اجوما
راوی
ات از تخت بلند شد و رفت دوش ۵ مینی گرفت و یه آرایش لایت کرد و یه لباس مشکی پوشید (عکسشومیزارم )
و منتظر جونگکوک بود
ویو jk
صبح از خواب بیدار شدم رفتم یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و اومدم موهامو خوشک کردم و یه لباس راحت پوشیدم (عوسشومیزارم)
و رفتم سمت اتاق ات
_ا......(محو ات شد )
+بله(آروم)
_سریع تر بیا تا دیر نشده (سرد)
+چشم(اروم)
ویو ات سوار ماشین شدیم توی راه یه سکوت وحشتناکی بود که یهو جونگکوک گفت
_اونجا رفتی منو باید ددی یت عزیزم اینا صدا کنی فهمیدی (جدی)
+اما..(اروم)
_فهمیدی(نسبتا بلند)
+بله(آروم ولی با بغض )
ویو ات
رسیدیم به یه عمارت اگرچه باید بگیم قصر ولی به اندازه اگعمارت جونگکوک نیست
که یهو جونگکوک گفت
_اونحا رفتیم نزدیک هیچکس نمیشی به پسرا صحبت نمیکنی فهمیدی (جدی)
+چشم (اروم)
ویو راوی
ات و جونگکوک وارد عمارت شدن همه نگاها رو اونا بود که یهو
خ
م
ا
ر
ی
ادامه دارد
حمایت فراموش نشه
چندپارتی درخواستی از جونگکوک. P6
ویو ات
صبح با صدای اجوما از خواب بیدار شدم
^دخترم بیدارشو وگر نه ارباب عصبی میشه (نگران)
+چشم اجوما
راوی
ات از تخت بلند شد و رفت دوش ۵ مینی گرفت و یه آرایش لایت کرد و یه لباس مشکی پوشید (عکسشومیزارم )
و منتظر جونگکوک بود
ویو jk
صبح از خواب بیدار شدم رفتم یه دوش ۱۰ مینی گرفتم و اومدم موهامو خوشک کردم و یه لباس راحت پوشیدم (عوسشومیزارم)
و رفتم سمت اتاق ات
_ا......(محو ات شد )
+بله(آروم)
_سریع تر بیا تا دیر نشده (سرد)
+چشم(اروم)
ویو ات سوار ماشین شدیم توی راه یه سکوت وحشتناکی بود که یهو جونگکوک گفت
_اونجا رفتی منو باید ددی یت عزیزم اینا صدا کنی فهمیدی (جدی)
+اما..(اروم)
_فهمیدی(نسبتا بلند)
+بله(آروم ولی با بغض )
ویو ات
رسیدیم به یه عمارت اگرچه باید بگیم قصر ولی به اندازه اگعمارت جونگکوک نیست
که یهو جونگکوک گفت
_اونحا رفتیم نزدیک هیچکس نمیشی به پسرا صحبت نمیکنی فهمیدی (جدی)
+چشم (اروم)
ویو راوی
ات و جونگکوک وارد عمارت شدن همه نگاها رو اونا بود که یهو
خ
م
ا
ر
ی
ادامه دارد
حمایت فراموش نشه
- ۶.۰k
- ۱۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط